تبلیغات
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ - مطالب مهارت های ارتباطی
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ

می‌دونم دوستم داره» اما همیشه این احساس را دارم كه رابطه ما، برای من مهمتره تا برای او.
هر وقت كه از سركار به خانه بر می‌گردم برای دیدنش لحظه‌شماری می‌كنم اما وقتی اون به خونه می‌رسه به نظر نمی‌یاد كه اونقدرها هم هیجان‌زده باشه، نمی‌تونم بفهمم چرا؟
«همیشه كارهای خاصی برای همسرم انجام می‌دم.
به مناسبت‌های ویژه براش كارت پستال می‌فرستم، برای بعضی مناسبت‌های به خصوص از قبل برنامه‌ریزی می‌كنم و... اگه اون هم به همین اندازه كه من دوستش دارم، دوستم داره چرا این كارها را اون برای من انجام نمی‌ده!» بسیاری از زنان با این جملات ارتباط برقرار می‌كنند چرا كه خیلی از زن‌ها با مردهایی زندگی می‌‌كنند كه اهمیت كمتری به رابطه و ازدواجشان می‌دهند.

این واقعیت ندارد كه مردها اهمیت كمتری برای عشق و روابط قائل هستند، بلكه حقیقت این است، رازهایی در این باره وجود دارد كه ما زن‌ها می‌بایست آنها را درك كنیم.
مردها هویت خود را بیشتر از ناحیه شغل و موفقیت‌هایشان تعریف می‌كنند در حالی كه زن‌ها هویتشان را صرفا براساس روابط خود بیان می‌كنند.


موفقیت، مهم‌ترین مسئله برای مردان:

برای مردها موفقیت از هر مورد دیگری مهمتر است چرا كه بقای جسمانی و فیزیكی خانواده را تضمین می‌كند.
زن‌ها نیز بقای خود را در گرو حفظ روابط احساسی و نیز بچه‌های خود می‌بینند، بنابراین چنانچه شما نیز به مانند همسرتان تمام وقت كار می‌كنید ممكن است چشم‌انداز شما از تعادل بین شغل و عشق، خیلی با ذهنیت همسرتان از تعادل میان این دو، منطبق نباشد.


در تحقیقاتی كه در سال 1978 توسط «ویجن دردوبیلی» انجام شد این‌گونه نشان می‌دهد كه 75 درصد مردانی كه با آنها مصاحبه شده بود، گفته بودند، مهمترین مورد در زندگیشان، شغلشان است. در حالی كه 75 درصد از دختران و زنان گفته بودند، مهمترین جنبه از زندگیشان، خانواده آنهاست.


ما زن‌ها این تفاوت در اولویت‌های مردانه و زنانه را به مثابه مدرك و سندی دال بر این كه مردها ما را زیاد دوست ندارند، می‌گیریم.
این موضوع واقعیت ندارد حقیقتی كه در این رابطه وجود دارد این است كه: چنانچه مردی نسبت به شغل و توانایی‌های حرفه‌ای خود احساس خوبی نداشته باشد به سختی می‌‌تواند توجه خود را به روابط عشقی و احساسی‌اش معطوف كند.


چنانچه مرد زندگیتان در رابطه با شغلش مایوس و سرخورده است یا نگران پروژه‌ای باشد یا زیرفشار اقتصادی و یا احساس كند در یكی از مراحل موفقیتش درمانده و فضایی برای رشد در اختیار ندارد از لحاظ احساسی و عاطفی، تمام و كمال در دسترس شما نخواهد بود.
بخش عمده‌ای از توجه و انرژی‌ ذهنی او مدام در گرو نگرانی‌ها و درگیری‌های شغلی‌اش خواهد بود و ممكن است آگاه و یا ناخودآگاه این روش را ادامه بدهد.


برای او مشكل خواهد بود، كاملا احساس آرامش و راحتی كند، بی‌آنكه در زندگی‌اش احساس موفقیت داشته باشد.
موضوع این نیست كه دوستتان ندارد و یا به شما عشق نمی‌ورزد و یا این‌كه به شما احتیاج ندارد حتی موضوع این نیست كه شغلش را بیش از شما دوست دارد.
مطلب تنها این است كه شغلش تاثیر درگیرانه‌تری بر احساس رشد شخصی و اعتماد به نفس او دارد تا رابطه‌اش با شما.


درك این موضوع و پذیرش آن برای ما زن‌ها اندكی مشكل است. ارزشیابی ما با ارزشیابی‌های مردها متفاوت هستند.
برای ما زن‌ها صرفنظر از این كه تا چه حد در شغل خود موفق هستیم مادامی كه زندگی احساسی ارضاكننده‌ای نداشته باشیم، احساس خوبی نسبت به خودمان نخواهیم داشت.


برای یك زن صمیمیت با یك مرد، آرامش و راحتی است.
این احساس آرامش در پایان روز مانند آن است كه هدیه‌ای دریافت كرده‌ایم و به هیچ‌وجه به معنای مزاحمت و یا تداخل نخواهد بود.
به همین خاطر است كه ما از مردها توقع داریم تا نگرانی‌ها و ناراحتی‌های شغلی‌شان را به مجرد آنكه ما را می‌بینند دور بیندازند.
این صرفا برای ما زن‌ها مطلوب است و لزوما به این معنا نیست كه برای مردها نیز خوشایند باشد.
متاسفانه این عادت مردان كه هویتشان را با شغل و موفقیت‌هایشان تعریف می‌كنند و اعتماد به نفس و خودباوریشان را صرفا به دستیابی هدف‌هایشان معطوف می‌كنند، باعث شده است كه تا همین اواخر به آمار بیماری‌هایی نظیر فشار خون بالا، حملات قلبی و اعتیاد به موادمخدر تمامی اینها نشانگر اضطراب و نگرانی فكری بیشتر مردان است و همین طور عدم قابلیت و توانایی مردها در راحتی و استراحت كردن است.

روزهای ویژه را فراموش نكنید:

چند روز عزیز در زندگی زنان وجود دارد كه هرگز نباید آنها را فراموش كنید و در آن روزهای ویژه مطمئن شوید چیزی كه كمی گرانبهاتر است به او می‌دهید. هر مردی كه هر یك از روزهای ویژه را فراموش كند احساسات و عواطف زن خود را از بین می‌برد.

روزهای ویژه از این قرار است:

روز تولد او

همیشه برای او چیزی را كه خودش دوست دارد بخرید یا چیزی را كه خواسته است.
مردی همیشه در روز تولد همسرش یك كارت تشكرآمیز برای پدرو مادر او می‌فرستاد او همیشه در آن كارت می‌نوشت كه بابت داشتن همسرش چقدر از آنان سپاسگزار است. حال او مردی متفكر است، در ضمن، پدر و مادر همسرش بر این باورند كه او بزرگ‌ترین شوهر روی زمین است و امكان ندارد كار نادرستی بكند.

روز سالگرد ازدواج


فرستادن كارت، ضروری است.
به همراه آن نامه‌ای بنویسید و به او بگویید برای شما چه معنا و اهمیتی دارد و بدین ترتیب عشق خود را ثابت كنید. در این روز، مناسب است كه وسایل راحتی او را فراهم آورید و حتی نگهداری از بچه‌ها را هم بر عهده بگیرید.

عید نوروز

این زمانی است كه همه فروشگاه‌ها پر از هدیه‌های گوناگون و فروشنده‌ها می‌توانند در انتخاب هدیه به شما كمك كنند. این بهانه كه نمی‌دانید چه بخرید، اصل پذیرفتنی نیست.


روز مادر


در این روز دو هدیه باید تهیه كنید: اولی برای مادر خودتان است. اگر این كار را به همسرتان محول كرده‌اید لطفا این وظیفه را پس بگیرید و مسئولیت كامل را خودتان عهده‌دار شوید.
دومین هدیه، هدیه‌ای است برای همسرتان یعنی مادر بچه‌های شما. برای زنی كه بچه‌دار می‌شود لذت بزرگی است كه شوهرش به او هدیه بدهد.
وقتی كه بچه نوپا با هدیه خودش به سوی او می‌رود سپس شما هدیه خودتان را می‌دهید، كمتر زنی پیدا می‌شود كه اشك در چشمانش حلقه نزند. چه لذتی از داشتن شوهری قدردان می‌برد ! و شوهر هم ثابت می‌كند كه زنش چه مادر عالی و استثنایی است و یا با دادن هدیه‌ای جدید ثابت می‌كند كه فرزندانش از داشتن مادری مانند او خوشبخت هستند.





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1. از خودتان مراقبت کنید
بهترین کارهایی که برای شوهرتان بسیار مفید است، برای شما هم مفید خواهدبود. غذاهای سالم بخورید، خودتان را زیبا نگه دارید و مرتباً ورزش کنید.
این کارها باعث می‌شود همیشه احساس خوبی داشته باشید و پر طراوت و جذاب باشید و شما در نظر شوهرتان همان زن زیبا و جذابی که همیشه دوست داشته، باقی خواهید ماند، مهم نیست که شما چند سالتان باشد.
2.بیشتر اوقات بگویید متشکرم
هنگامی که پژوهشگران از مردان پرسیدند که در زندگی زناشویی خود چه می‌خواهند، قدردانی در لیست همگی آنها وجود داشت. پس به خاطر داشته باشید و توجه داشته باشید به کارهایی که همسرتان برای شما، فرزندان و خانه انجام می‌دهد و از او تشکر کنید. شما لبخندی بر روی لبانش و لذتی در قلبش ایجاد خواهید کرد.
3.عشق را در زندگیتان نگه دارید
آخرین باری که برنامه ریزی کرده اید برای داشتن یک زمان عاشقانه در کنار همسرتان چه وقت بوده است؟ اگر شما نمی توانید به این سؤال پاسخ دهید سریعاً به فکر باشید.
مهربان بودن، یادداشتهای عاشقانه، هدیه ای کوچک برای او، برنامه ریزی برای یک روز عاشقانه و ابتکار در مسائل همگی باعث می‌شود که به او یادآوری کنید که هنوز هم او برایتان جذاب است.
4.اجازه دهید او هم زمانهایی مردانه داشته باشد
هر کس به زمانهایی برای خودش نیاز دارد که از یک سرگرمی لذت ببرد یا با دوستانش جمع شود. اگر همسر شما فوتبال دوست دارد، در حالیکه شما به آن علاقه ندارید از او اشکال نگیرید.
او را تشویق کنید که رابطه ای دوستانه با مردان دیگر داشته باشد. او از این مصاحبتها لذت خواهد برد. مطالعات نشان می‌دهد مردانی که در کنار دوستانشان بوده اند، سالم تر بوده اند و زندگی طولانی تری داشته‌اند.
5.حق تقدم با اوست
فشارهای روزانه کار، خانه و بچه ها کافی است که او را خسته کند. زمانی را بسازید برای دو نفرتان که استراحت کوتاهی داشته باشید، دور از کارهای کسالت آور روزانه.
احساس علاقه نسبت به کارش و سرگرمی هایش نشان دهید، این کار باعث می‌شود که او بداند که او برایتان چقدر اهمیت دارد.
6.سعی نکنید او را تغییر دهید
آیا شما خوش مشرب هستید و شوهرتان کم رو؟ آیا دوست دارید خانه همیشه تمیز باشد و حوله شوهرتان همیشه بر زمین است؟ روانشناسان می‌گویند شما نمی توانید دیگران را تغییر دهید، یقین داشته باشید شما تحت تأثیر قرار خواهید گرفت. پس دنبال راههایی غیر از غر زدن و نق زدن باشید.
برای مثال توافق در روابط اجتماعیتان با کم کردن تعداد مهمانها و یا رفتن شما به تنهایی در مهمانی و قرار دادن یک سبد در حمام برای قرار دادن رختها و تشویق کردن او وقتی که در مهمانی شرکت کرد و یا حوله های کثیف را سر جایش قرار داد. ایجاد دلگرمی و تشویق همیشه بهتر از عیب جویی و سرزنش است.
7.به او بگویید که چه می‌خواهید
این آسان است که فکر کنید کسی که با او زندگی می‌کنید کاملاً شما را می‌شناسد، اما این حقیقت ندارد. بسیاری از ما همه چیز را همان طوری می‌بینیم که دوست داریم. پس غافلگیر نشوید شوهرتان فکر کند که شما هر آنچه که می‌خواهید همان است که اومی خواهد.
8.وقتی را هم با دوستانتان بگذرانید
وقتی شما شوهر می‌کنید فکر می‌کنید که از دوستانتان باید کنار بکشید و در کنار شوهرتان باشید. اما یک نفر نمی‌تواند تمام احتیاجات شما را رفع کند و این انتظار نا معقولی است که از شوهرتان بخواهید هم شوهرتان باشد، هم رفیق و هم بهترین دوست دخترتان. زمانی را برای دوستانتان اختصاص دهید این کار باعث می‌شود که شما انرژی یابید.
9.اجازه دهید بعضی اوقات آزاد باشد
همان طور که شما نیاز دارید بعضی اوقات ریلکس کنید و تنها باشید شوهرتان هم به این نیاز دارد. ممکن است استراحت شما بعد از یک روز کار، دراز کشیدن روی تخت و یا یک دوش گرم باشد و استراحت او به نحوی دیگر باشد، مثلاً روزنامه بخواند و یا تلویزیون نگاه کند اجازه دهید او همان طور که میخواهد خود را شارژ کند، شاید کارهای خانه و خرید کردن بیشتر او را خسته کند.
10.به او ایمان داشته باشید و بگذارید او این را بداند
مردان می‌توانند بسیار به شجاعت و دلیری تظاهر کنند، اما آنها هم مثل ما بعضی اوقات اعتماد به نفس کمی دارند و درمانده می‌شوند و احساس ضعف می‌کنند. هنگامی که او به خانه می‌آید خصوصاً وقتی که او خود را باور ندارد، نیاز دارد که بداند کسی که او را باور دارد در خودش زندگی می‌کند.





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

همه ما می خواهیم ازدواج و زندگی خوشبخت و سعادتمندانه ای داشته باشیم. درست است؟ ساری هارر و ریتا دماریا دو نفر از روانشناسان معروف مدعی اند که خوشبختی نتیجه از بین بردن 8 عادتی است که یک ازدواج خوب را زیر و رو می کند. به عقیده آنها چنانچه بتوان از این عادتها دوری کرد می توان یک ازدواج پایدار و مملو از عشق داشت. البته مطمئنم هیچکدام از شما دوستان گروه پرشین استار چنین عادت های مخربی ندارید ولی اگر احیانا شخصی را می شناسید که حتی با یکی از این عادتها دست به گریبان است خواندن مقاله زیر را به او توصیه کنید.

1. دلیل و برهان را کنار بگذارید

زندگی، میدان جنگ نیست. نه تنها این کار باعث از بین بردن احساساتتان می شود بلکه حتی همسرتان به طرز زیرکانه ای می فهمد که احساساتش برایتان مهم نیست.

2. محیط خانه را امن نگه داشتن همیشه اثر نمی کند

اگرچه جمله "هرچه تو بگویی عزیزم" محیط خانه را آرام و امن می کند اما شما را در نقش یک همسر فداکار نشان می دهد. شما بایستی گاهی اوقات عصبانی، گاهی اوقات حالت تدافعی و گاهی اوقات هم فداکارانه رفتار کنید. این جالبتر نیست؟

3. حواس پرتی و گیج بودن را دور بریزید

بیش از اندازه فعال بودن و تمرکز نداشتن، در مکالمه بینتان یا در زندگی، صمیمیت و علاقه بینتان را از بین می برد.

4. دست از سرزنش بردارید
می دانیم که خانمها جیغ جیغو هستند. اما با صدای بلند گله و شکایت کردن فقط برای مدت کوتاهی مفید است و باعث نارضایتی و عصبانیت همسرتان می شود.

5. از عیب جویی، انتقاد و مسخره کردن دوری کنید

این تکنیک ها، فردی که به او عشق ورزیدید را تحقیر می کند. به جای آن، با او محترمانه برخورد کنید، و اجازه دهید با شما مثل یک فرشته برخورد کند و مسئولیتهایی که هر دو شما موظف به انجام آن هستید را برای داشتن زندگی شاد با هم تقسیم کنید.

6. قلدری نکنید

این کار زشت به همسر شما می فهماند که او در نظر شما هیچ ارزشی ندارد.

7. تدافعی برخورد نکنید
تدافعی برخورد کردن، صحبتها و بحث های سازنده تان را سرد می کند. اگر اینگونه رفتار کنید، همسرتان دیگر حق صحبت کردن در مورد موضوع مورد بحث را ندارد.

8. یک جانبه تصمیم گیری نکنید

گاهی اوقات، شما می خواهید رنگ حمامتان را به سلیقه خودتان انتخاب کنید. این مانعی ندارد اما اگر بخواهید در مورد پول، زمان، بچه ها و زندگی تان به تنهایی تصمیم گیری کنید، به این معنی است که همسرتان را نادیده گرفته اید و یک طرفه و از جانب او تصمیم گیری کرده اید.


نکته ای که از نظر ساری هارر و ریتا دماریا بسیار حائز اهمیت است،
خنده، صمیمیت و علاقه شدید بین همسران، برای امروز، فردا و همیشه است.





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تازه عروس‌ها و تازه دامادها افرادی کم‌تجربه‌اند که هنوز در حال یادگیری راه و چاه زندگی زناشویی هستند.

آنها نیز انسان‌ و جایزالخطا هستند اما آگاهی از اشتباهات رایج می‌تواند در اجتناب از انجام آنها کمک شایانی به آنها کند. مقاله زیر 19 اشتباه افراد تازه ازدواج کرده است و به چگونگی غلبه بر آنها نیز اشاره می‌کند:

1- فکر نکردن به مسائل بعد از ازدواج


برخی از زوج‌ها آنچنان مجذوب برگزاری مراسم جشن عروسی می‌شوند که در درک آنچه در پی به‌دست آوردن آن هستند ناکام می‌مانند. جشن عروسی تنها یک شب است و پس از آن باید در کنار هم زندگی کنید و خانواده‌ای مستقل برای خود تشکیل دهید. از برنامه‌ریزی برای جشن عروسی لذت ببرید و از تماشای فیلم عروسی و صحبت درباره آن با دوستان خود خوش باشید. اما بعد از این شب فراموش نشدنی، از آن به‌عنوان یک خاطره یاد کنید.

2- تلاش برای تغییر همسرتان


اگر فرض کنیم چون به همسرتان علاقه‌مند بودید با او ازدواج کردید، بنابراین دلیلی وجود ندارد تا بخواهید او را تغییر دهید زیرا او را همانطور که بوده، پذیرفته‌اید. بدون اغراق همه افراد در سنین ازدواج تغییرناپذیرند، پس بهترین کار این است که همسرتان را با همان رفتارهای خاص و متفاوتش بپذیرید و دوستش داشته باشید. کسی که تلاش می‌کند تا همسر خود را تغییر دهد، فقط او را آزرده‌خاطر کرده و به زندگی زناشویی خود آسیب می‌رساند.

3- رفتارهای دور از انتظار با خانواده همسرتان


اگر پیش از این بین شما و خانواده همسرتان مشکلی به‌وجود آمده، هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا آن را حل کنید. نخستین کسی باشید که صلح و آشتی را گسترش می‌دهید. هنگامی که با خانواده همسرتان دعوا می‌کنید، فردی که بیشتر از همه آزرده و رنجیده می‌شود همسر شماست زیرا احساس می‌کند در این میان گیر افتاده است.

4- از روی احساس کاری را انجام دادن


پرخاشگری یا داد و بیداد کردن، در حل اختلاف سلیقه‌ها و مشکلات شما و همسرتان کمکی نمی‌کند. گفت‌وگویی منطقی و آرام شما را بیشتر به هم نزدیک می‌کند. عدم‌توانایی در کنترل خود هنگام درگیری، زندگی زناشویی را به مخاطره می‌اندازد. پس هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا مشکلتان را حل کنید؛ مانند دست کشیدن از بحث و یافتن شخصی حرفه‌ای برای کمک‌گرفتن از او که می‌تواند یک روانشناس باشد.

5- اجتناب از گفت‌وگو درباره مسائل مهم


هیچ کس به گفت‌وگو درباره موضوعات دشواری همچون چگونگی مدیریت مخارج زندگی، اقدام مناسب در مورد بچه‌دار شدن یا آمادگی جهت امور غیرقابل تصوری مانند مرگ، علاقه‌ای ندارد. اکنون که یک فرد متاهل هستید، به هر حال چاره‌ای جز صحبت‌کردن درباره این مسائل ندارید. زندگی زناشویی به این مسائل بستگی دارد. مانند فردی بالغ همه چیز را با همسرتان در میان بگذارید. اگر لازم می‌دانید به یک مشاور مراجعه کنید و این قضایا را نادیده نگیرید.

6- بحث در مورد مسائل بی‌اهمیت


هر زن و شوهری درباره مسائلی که پوچ و بی‌معنی به‌نظر می‌رسند، همچون نبستن درپوش خمیر دندان و قراردادن لباس روی دستگیره در‌، باهم مشاجره داشته‌اند. بحث‌های خود را برای مطالب مهم‌تری نگه‌دارید و اجازه دهید این بحث‌های معمولی همانطور ساده باقی بماند. اگر بدترین کار همسرتان این است که جوراب‌های کثیفش را روی زمین می‌اندازد، باید بگوییم که خیلی خوش شانس هستید.

7- حسادت


همسرتان شما را برای یک عمر زندگی انتخاب کرده است. وقتی حسادت می‌کنید، نه تنها زندگی را تلف کرده و همسرتان را می‌رنجانید بلکه باعث می‌شوید که او گمان کند به او اطمینان ندارید. اگر به همسر خود همیشه اعتماد داشته‌اید، پس نباید با این عمل او را آزرده کنید. این برای روابط زناشویی شما سمی کشنده است.

8- مانند زمان مجردی رفتار کردن


اکنون زمان آن رسیده که مانند فردی بالغ رفتار کنید. زمانی که مجرد بودید و کسی در خانه منتظرتان نبود، مشکلی به‌وجود نمی‌آورد. رفتارهایی هستند که به عنوان فردی متاهل دیگر مناسب نیستند. دیگر زمان آن رسیده تا خوب و بد را از هم تشخیص داده، و فقط کارهای درست را انجام دهید.

9- وارد شدن غرور به رابطه


زن یا شوهری که پس از هر بار مشاجره برای عذرخواهی جلو نمی‌رود و همیشه فکر می‌کند برنده است‌، علاقه همسر خود را انکار می‌کند، باعث ویرانی زندگی مشترک شده و به غرور اجازه می‌دهد تا جای حل مشکلات و عشق به همسر را بگیرد. باید نرم‌تر رفتار کنید و راه حلی برای ضمانت عملکرد خود بیابید.

10- اختصاص ندادن وقت کافی برای همدیگر


باید طوری از زندگی زناشویی خود مراقبت کنید که گویی زندگیتان یک گل است. بدون آب، نور خورشید و بدون مواظبت یک گل هرگز رشد نمی‌کند، بنابراین باید طوری برنامه‌ریزی کنید که زمانی را هم با همسرتان باشید.

11- تعجیل در بچه‌دار شدن


اگر قصد بچه‌دار شدن دارید باید به این مسئله توجه کنید که برای در کنار هم بودن زمان کافی بگذارید زیرا پس از بچه‌دار شدن دیگر موقعیتی برای با هم بودن پیش نخواهد آمد. وقتی فرزندی به زندگی شما وارد می‌شود، تمامی توجه شما را به‌خود جلب کرده و مطمئنا جایی در قلب شما برای خود باز می‌کند. اما شما باید تا جایی که می‌توانید هم برای همسر و هم برای فرزندانتان وقت بگذارید.

12- بدهی‌ها


آغاز زندگی مشترک با صورتحساب‌هایی که از عهده شما خارج است، شروعی زجرآور است و نیاز به کوشش بیشتر و گاه خارج توان شما دارد. اگر در حال حاضر بدهی دارید، برای پرداخت آن سریع‌تر برنامه‌ریزی کنید. در نظرگرفتن بودجه و نظم در رسیدگی به مسائل مالی باعث می‌شود تا درگیری کمتری داشته باشید و شب‌ها با آرامش بیشتری سر به بالین بگذارید.

13- داشتن توقعات غیرواقعی از زندگی


اگر فکر می‌کنید ازدواج مانند قدم زدن در یک پارک است، سخت در اشتباهید. در زندگی، سختی‌های فراوانی وجود دارد. مدتی زمان لازم است تا زندگی با شخص دیگری را یاد بگیرید و در ایجاد این رابطه موفق شوید. گمان نکنید هر چه در جاده زندگی جلوتر بروید چون متاهل شده‌اید مشکلات گذشته‌تان به‌راحتی از بین می‌رود. برخی مشکلات هرگز از بین نمی‌روند. هر‌طور که در گذشته بوده‌اید همانطور هم می‌مانید.

14- وجود دلخوری‌ها


هیچ وقت نگذارید مشکلات، حاد شوند. اگر چیزی واقعا شما را آزار می‌دهد، حتما آن را بیان کنید. اگر فکر می‌کنید شما تنها کسی هستید که به کارهای خانه و مسائل زندگی رسیدگی می‌کنید و این باعث آزردگی شما می‌شود، به هیچ‌وجه آن را ادامه ندهید. بدترین کار این است که در درونتان از همسر خود دلخور باشید چون این موضوع باعث گسسته شدن عشق شما می‌شود.

15- بی‌تفاوتی نسبت به عواطف همسر


همه انسان‌ها باهم تفاوت دارند و در موقعیت‌های مختلف رفتارهای متفاوتی انجام می‌دهند. دیر یا زود، پیش‌بینی برخی از واکنش‌های همسرتان را یاد خواهید گرفت. به آنها اهمیت بدهید و پیشداوری نکنید. به‌راحتی آنها را بپذیرید و برای آسایش خود و همسرتان‌، با روشی که برای او تسلی بخش باشد، هر کاری که می‌توانید انجام دهید.

16- تصمیم‌گیری بدون مشورت با همسر


زندگی زناشویی یک رابطه دونفره است. زمانی که مجرد بودید می‌توانستید بدون مشورت با کسی تصمیم بگیرید که بعد از پایان کار به کجا بروید، تعطیلات را چگونه بگذرانید و چگونه پولتان را خرج کنید. اکنون که ازدواج کرده‌اید، تصمیمات شما بر همسرتان هم تأثیر دارد. او هم حق دارد در تصمیم‌گیری‌های زندگی دخیل باشد.

17- تعصب نسبت به‌خصوصیات و تفاوت‌های اخلاقی همسر


وقتی با کسی ازدواج می‌کنید، او را با همه عیب‌هایش می‌پذیرید. عصبانی شدن درباره موضوعات بی‌اهمیتی همچون لکنت زبان مختصر همسرتان یا روابط اجتماعی او، نه عادلانه است و نه ارزش صرف وقت و انرژی را دارد.

18- عدم‌اختصاص زمان کافی به‌خود


هر کسی نیاز دارد تا زمانی را به‌خود اختصاص دهد، با خود خلوت کند یا کاری که دوست دارد، برای خودش انجام دهد. به همسر خود این فرصت را بدهید که نظیر این کارها را انجام دهد.

19- قدرنشناسی نسبت به شریک زندگیتان


به‌خاطر داشتن تمامی دلایلی که باعث دوست داشتن همسرتان شده است و ارزش قائل شدن به کارهای کوچکی که او برای شما و خانواده‌تان انجام می‌دهد، می‌تواند نتیجه‌بخش باشد. این موضوع جزئی جدایی‌ناپذیر از ساختار یک زندگی زناشویی پایدار است. به محض اینکه اعمال همسرتان را فراموش کنید یا انتظار داشته باشید او کارهای خاصی برایتان انجام دهد، همسرتان ممکن است احساس بی‌ارزش بودن کند و این آغاز مشکلات است.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

متأسفانه هنوز در جامعه ما ازدواج های تحمیلی، شرایط سنی نامتناسب و ازدواج مجدد دیده می شود و هنوز بسیاری از جوانان تنها با دل خود پا پیش می گذارند و وارد زندگی زناشویی می شوند. آنچه در اینجا به آن می پردازیم، آیین همسریابی نیست، بلکه قصد داریم با بیان دلایل اصلی بروز اختلاف میان همسران و روش هایی ساده برای احتراز از آنها، قدمی در راه بهبود بخشیدن به روابط داخلی خانواده برداریم.
در حالی که امروزه بیشتر ازدواج ها با عشق صورت می گیرد و هر دو طرف قصد دارند به یکدیگر و تعهداتشان در مقابل هم احترام بگذارند، اما در طول زمان مسائلی پیش می آید که می تواند به جدایی، یا یک زندگی مشترک بدون احساس، عشق و همراهی منجر شود. علی رغم کوشش های همسران - بیشتر به خاطر وجود بچه ها - برای نرسیدن به مرحله جدایی، بسیاری از پیوندهای زناشویی به طلاق رسمی و درصد بالایی از مابقی نیز به طلاق عاطفی منتهی می شود. ازدواج یک مبارزه است که امکان بروز پیش آمدهای منفی در آن بسیار است، یک زوج دانا باید بتوانند آنها را بشناسند، پیش بینی کنند و به آنها رسیدگی نمایند.
خشم می تواند به شکل هایی چون ضعف، بی ارادگی و تسلیم نیز بروز کند. ترک کردن احساسات و زندگی مانند یک مرده متحرک نیز برای یک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و در یک کلام، رابطه را خواهد کشت.

اما عوامل مشکل آفرین چه هستند؟
به بخشی از این مسائل توجه کنید:

- اعتماد به نفس اندک و احترام نگذاشتن به خود می تواند رابطه ای را پایه گذاری کند که در آن، این شخص مدام در حال تعریف و تمجید از طرف مقابل خود است. چنین شرایطی بالاخره او را خسته خواهد کرد و فرد با شنیدن کوچکترین تعریف و تمجیدی، به کــسی غیر از همسر خود متمایل خواهد شد.

- داشتن تعریفی خشک و انعطاف ناپذیر از نقش همسران در زندگی به طوری که هیچ فضایی برای آزادی عمل، تغییر و تحول و رشد شخصیت افراد باقی نمی گذارد. هنگامی که یکی از طرفین اجباراً نقشی را بپذیرد که با خود او متفاوت است، صمیمیت و تبادل نظر بین زوجین کاهش می یابد. مثلاً خانمی که مدرک فوق لیسانس دارد، مجبور به خانه داری شده و می خواهد پس از این که فرزندانش به سن مدرسه رسیدند، وارد بازار کار شود، یکی از موارد متعددی است که شخص در جای نادرست قرار گرفته و ناخشنود است.

- کوشش برای رسیدن به کمالی که با تعاریف فرد مقابل جور دربیاید و به عبارتی تبدیل شدن به کمال مطلوبی که از خود واقعی شخص فرسنگ ها فاصله دارد.

اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت بوده، و دو طرف راحت و باز و با حفظ احترام متقابل با یکدیگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث کنند، مشکل همچنان باقی خواهد ماند. و اگر مسئله اصلی این باشد که یک نفر به چیزی تبدیل شود که نیست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جایی نخواهد رسید.

- یک تأثیر منفی بچه دار شدن می تواند این باشد که شوهر، از شخص شماره یک همسر خود، به شخص شماره دو تنزل می کند. در همین زمان است که زن احساس می کند شوهرش به او بی توجهی می کند و زحماتش را در امر نگهداری از فرزند نادیده می گیرد. هر قدر که این حس متقابل کم ارزشی در زوج قوت بگیرد، فرزندان به نظر آنها بیشتر تحمیلی می آیند و روابط خانواده به طور فزاینده ای سست می شود.
تابلو THE LOVERS اثر پیکاسو (این تابلو زنی را نشان می دهد که به همسرش تکیه کرده)

- تعریف سنتی نقش زن، این است که از یک وابستگی به وابستگی بعدی منتقل می شود و این می تواند برای مردی که ذاتاً ضعیف است و نمی تواند بار سنگین زندگی را به دوش بکشد، ناگوار باشد. بسیاری از زنان با پیشینه سنتی، خود را در سایه مردان شناخته اند، اول پدر، بعد نامزد، شوهر و بالاخره پسر. این زنان بیشتر به ظاهر خود می پردازند، مدام در باره ضعف و ناتوانی خود صحبت می کنند و ممکن است دچار حسادت شدید هم باشند. این مورد اخیر می تواند یک عامل مزاحم و دائمی باشد که حتی در زمانی که شوهر وفادار و صادق است نیز، حضور دارد.
- در جوامع امروز ممکن است نقش های سنتی زن و مرد معکوس شود و این زن باشد که شغلی مهم و پردرآمد داشته و مرد تنها برای انجام وظایف زناشویی حضور دارد. زن در چنین شرایطی، ممکن است به سمت مرد دیگری که از نظر شغلی قدرتمندتر از اوست، جلب شود و علاقه خود را به شوهرش از دست بدهد.

ازدواج با کــسی که او را نه برای آنچه هست، بلکه برای آنچه می خواهیم از او بسازیم، می خواهیم، کاری بسیار خطرناک است. تغییر دادن، اصلاح کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهایی است که موجب دلسردی شده و نشانه عدم رضایت از شریک زندگی است.

- نداشتن ارتباط کلامی و تبادل نظر صحیح قبل و بعد از ازدواج. بیشتر افراد گفتگو درباره مسائل ظریف حیاتی درباره مذهب، بچه دار شدن، تحصیلات فرزندان، نیازهای جنسی و عوامل ناسازگار دیگر را جدی نمی گیرند و از انجام آن طفره می روند. آنها به غلط تصور می کنند که عشق بر تمام این مشکلات پیروز می شود و هر اختلافی را حل می کند.

- جا به جایی ناسازگاری های زناشویی به این ترتیب که اختلافات، خواسته ها و اهداف متفاوت زوج، در شخص سومی که معمولاً فرزند ارشد آنهاست، متجلی می شود. این فرزند هیچ راه فراری ندارد و در یک موقعیت نامعقول گرفتار شده است. یکی از این موارد متهم کردن فرزند به صفات ناپسند یکی از والدین است «تو مثل پدرت تنبلی»، «تو هم مثل مادرت منطق سرت نمی شود» و ... این فهرست می تواند تا مدت ها ادامه پیدا کند. متأسفانه این روش در حالی که موجب رضایت زن و شوهر می شود، فرزند بخت برگشته را با انبوهی از انواع صفات ناگوار و اغلب نادرست، بمباران می کند.

- خشم نا بجا موجب می شود که مدام اشخاص مورد علاقه خود را برنجانیم. ابراز نادرست خشم ناشی از مشکلات شخصی در محل کار یا عدم رضایت از نقش خود در خانواده در اکثر موارد، شخص بی گناهی را آماج تیرهای خشم ما قرار می دهد. البته افراد اندکی وجود دارند که بر روی واقعیت تمرکز می کنند و دیگران را مقصر نمی دانند، اما بیشتر ما، در این دسته جا نداریم.

- گاهی همسران برای حفظ رابطه ای که به نظر مطلوب می رسد، از موارد مهمی چون جنبه های شخصیتی، زمینه خانوادگی، مذهبی، نژادی، تحصیلی و...سرسری می گذرند در حالی که چنین مواردی می توانند در رابطه نقش بنیادینی داشته باشند. همچنین، رفتارهایی که در گذشته با وجود عجیب بودن، برایمان جذاب بود، جذابیت خود را از دست می دهند و کاملا زجر آور می شوند.

- شیوه های متفاوت برخورد با مسائل، به خصوص در حالی که هر دو طرف از اعتماد به نفس اندکی برخوردار باشند، می تواند به حالتی تبدیل شود که دو طرف مدام یکدیگر را مقصر دانسته و نسبت به هم بی اعتماد شده و احترام خود را از دست می دهند.

- مردان تمایل دارند که در گفتگوهای خود از دلیل و منطق و بازگو کردن کلمات قصار خردمندانه استفاده کنند، در حالی که زنان در سطح احساسات گرایانه تری به گفتگوی خود شکل می دهند. یک مشکل رایج بین همسران، حرف زدن بدون شنیدن است. اگر هنگام گفتگو، نکته ای ناشنیده باقی بماند، صداها اوج می گیرد، خشم بر هر دو طرف مسلط می شود و گفتگو به بن بست می رسد.

- افراد با کــسب عادات و روش های توهین آمیز و تهاجمی و به کار بردن مکرر آن، ضررهای جبران ناپذیری به زندگی زناشویی خود وارد می کنند. ممکن است طرف مقابل چنین افرادی مدتی با بردباری و مدارا رفتار کند تا همسر خود را حفظ کند، اما این حالت به تدریج از بین می رود.

- کوشش در راه تغییر افراد تا حدی که خارج از تحمل آنان باشد. گوشه و کنایه زدن مداوم در باره وزن، بی اطلاعی از موضوعی خاص، رمانتیک نبودن، بی علاقگی به ورزش و ... از جمله مواردی هستند که در این دسته می گنجد. ازدواج با کــسی که او را نه برای آنچه هست، بلکه برای آنچه می خواهیم از او بسازیم، می خواهیم، کاری بسیار خطرناک است. تغییر دادن، اصلاح کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهایی است که موجب دلسردی می شود و نشانه عدم رضایت از شریک زندگی است.

به وجود آمدن خشم
عوامل متعدد بالا می توانند موجب بحث های طولانی، سخنرانی های یک طرفه، عدم درک متقابل، برداشت های نادرست و فقدان کامل محبت شود. این مشکلات می تواند زن و شوهر و فرزندان آنان را به طور زیان باری تحت تأثیر قرار می دهد به طوری که اثر آن تا نسل ها ادامه خواهد یافت.

خشم، به طور غیر مستقیم به وجود یک ایراد کلی در زندگی زناشویی یا خارج از آن دلالت می کند، اما متمرکز کردن آن بر روی شریک زندگی به این معنا است که یک اشکال اساسی در این رابطه وجود دارد. بیشتر اوقات عصبانیت نتیجه فرعی ِ داشتن حس نادیده گرفته شدن، تنها ماندن، خوار شدن، غیر منصفانه قضاوت شدن، مورد خیانت قرار گرفتن یا از نظر احساسی ترک شدن است.
خشم نشانه ای از چنین فشارهایی است و تا حد امکان باید آن را با خونسردی و منطق پاسخ داد. ممکن است تمام این احساسات در نتیجه مشکلی حرفه ای(مانند بیکار شدن) پیش آمده باشد و حل آن، شعله های خشم را از همسر بی گناه دور نگه خواهد داشت.
خشم می تواند به اشکال دیگری چون ضعف، بی ارادگی و تسلیم نیز بروز کند. ترک کردن احساسات و زندگی مانند یک مرده متحرک نیز برای یک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و در یک کلام، رابطه را خواهد کشت.

چه می توان کرد؟
شناخت و درک چگونگی تخریب یک رابطه بسیار مهم است. یافتن مشکلی که موجب بروز خشم شده نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است. همسران باید مهارت های ارتباطی خود را افزایش دهند، عصبانیت طرف مقابل خود را درک کنند و زنجیر طولانی درگیری ها را پاره کنند. بالا بردن صدا بلافاصله موجب برانگیخته شدن اقدامات دفاعی بدن در برابر حمله های روحی و جسمی می شود و سد محکمی در توانایی برقراری ارتباط منطقی به وجود می آورد.

یک نفر یا هر دو طرف باید بر موقعیت غلبه کند و مسئولیت کار اشتباه خود را بپذیرد و با صداقت خود، اعتماد و صمیمیت طرف مقابل را جلب کند. اگر یک نفر بتواند جوابگوی مشکل شود و مسئولیت رفتارهای مخرب یا نادرست خود را بپذیرد، موجب می شود که طرف مقابل نیز همین رفتار را داشته باشد.

گاهی حضور یک واسطه بی طرف می تواند دو طرف را متوجه چرخه نابودگر خشمی کند که موجب ناتوانی در ارتباط برقرار کردن آنها شده است. این شخص می تواند اعتماد و صمیمیت را بین زوج برقرار کند. علاوه بر این، این واسطه می تواند محیطی آرام ایجاد کند که در آن مسائل بهتر عنوان شوند و توافق و تفاهم، بدون بروز عصبانیت، حاصل شود.
در نهایت باید گفت که اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت باشد، و دو طرف راحت و باز و با حفظ احترام متقابل با یکدیگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث کنند، مشکل همچنان باقی خواهد ماند. و اگر مسئله اصلی این باشد که یک نفر به چیزی تبدیل شود که نیست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جایی نخواهد رسید





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.

اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.

دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.

هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.

رفتار آرامتر همیشه بهتر است.

قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.

اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.

یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.

پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.

هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.

تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.

از مردانی که پیش از ازدواج تقاضای رابطه جنسی میکنند دوری گزینید.

برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.

اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.

هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.

شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.

هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.

او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.

اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.

هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.

اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.

مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.

همه مردها بد نیستند.

نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.

بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.

هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود. دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.

شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت یافتن بهترین فرد خوب است. نیازی نیست که با هر کس که دوست می شوید همان فرد موردنظر شما برای ازدواج باشد.

کاری کنید که بعضی وقت ها دلش برایتان تنگ شود. وقتی مردی همیشه بداند که کجا هستید و همیشه در دسترسش باشید، کم کم نادیده تان می گیرد.

هیچوقت به مردی که همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل متعهد نشوید.

این مطالب را برای بقیه خانم ها هم مطرح کنید.

بااینکار لبخند به لبان بعضی ها می آورید، بعضی ها را درمورد انتخابشان به فکر می اندازید و خیلی های دیگر را هم آماده می کنید.
می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید، یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید، یک روز تا دوستش بدارید و یک عمر تا فراموشش کنید.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تمام امراض جسمی از مشکلات روحی سرچشمه می گیرد " تخلیه تنش ها ی روحی و التیام آن ، راهی است جهت رهایی از هرگونه اختلال ارگانی جسمی در بدن واینکه هاله ی انسان

به معنای واقعی بتواند بدون مواجه شدن با مانع و سدی آزادانه به هر طرف حرکت کند. در این جاست که می توانیم بگوییم هاله ی خود را بیدار کرده ایم . این بدان معنی است که : هر چه قدر انرژی معنوی و روحی که از طریق چاکرای فوقانی سر (در هاله انسان مراکزی برای ورود و خروج انرژی وجود دارد که چاکرا نامیده می شود) به ما وارد می شود بیشتر باشد ، هاله ما پررنگ تر است .

روح در واقع انعکاس یک نیروی ماورای دنیوی است که خداوند پس از خلق ، آن را در کالبد جسمانی وی در زمین جای می دهد . با اتصال به دنیای ماوراء و الهی ، روح ما در حالتی آرام و بدون تنش قرار می گیرد. شاید اصلا" متوجه این موضوع به معنای دقیق نشویم ولی می فهمیم که روح ما در وضعیتی آرام بسر می برد.

ما همواره بدنبال سلامتی ، موفقیت و شادکامی در دنیای مادی هستیم ، غافل از اینکه ذاتا" خود ما با بی اعتنایی به روح و روان خود ، مانعی هستیم برای نیل به همه ی اهداف فوق . زمانی که به محدودیتهای دنیای مادی و معایب آن پی ببریم ، ناخودآگاه مجبور به ارتقاء وضعیت روحی خود جهت رسیدن به آرامش وسلامتی کامل می شویم .در غیر این صورت " بی قراری روحی " ایجاد می شود.

بسیاری از عوامل هستند که در ایجاد حالت " بی قراری روحی " نقش دارند ودر این اوضاع است که ما سعی می کنیم وضعیت آشفته خود را تغییر و ترمیم کنیم ، مثل ؛ ورشکستگی مالی ، از دست دادن نزدیکان ، زمانی که به هر دلیلی خود را در مقابل یک بحران روحی ناگهانی می بینیم و یا نزدیک به زمان مرگ هستیم ، و یا وقتی که در برابر اهداف دنیوی ( موفقیتها ، کامیابی و سلامتی ) خود را ناتوان ببینیم. احتمال وقوع این حالت در مورد افراد حساس و عاطفی بیشتر است.

صرف نظر از عوامل ایجاد این حالات روحی ، همه ی انسان ها نیاز دارند که با ضمیر نا خود آگاه و روح خود ارتباط برقرار کنند تا درجه ی آرامش ایده آل برسند ، در اینجا به راهکارهایی از علم مدیتیشن ( روشی از روان درمانی ) اشاره شده است که با تمرین آنها می توانید تاحدی به ماهیت روحی خود پی ببرید :

در یک اتاق تاریک بنشینید ، چشمانتان را ببندید و بدن خود را کاملا" در حالی راحت قرار دهید ، هفت بار نفس عمیق بکشید . ( دم عمیق و بازدم آهسته ) ، بر تمام بدن خود تسلط داشته باشید ، به مدت چند ثانیه بروی تمام نقاط پاهای خود تمرکز کنید و دوباره تنفسی عمیق بکشید و در این موقع حس می کنید که پاهای شما وجود خارجی ندارد. حال ، چند ثانیه ای بروی نیم تنه بالایی ، قفس سینه و ناحیه کمر ، تمرکز کنید و دوباره نفسی عمیق بکشید. در مرحله بعد همین کار را در ناحیه سر انجام دهید . بعد از هر مرحله ، باز هم حس می کنید آن عضو از بدن شما وجود خارجی ندارد. با وجود این حس و انجام تنفس های عمیق ، نهایتا" شما با خود می گویید : "مثل اینکه من جسم ندارم و جدا و بدون آن زنده هستم!" . به مدت 30 ثانیه در همان وضعیت بمانید .

هالی ارغوانی در اطراف خود حدود 6 متر بالاتر از جسم و زمین تجسم کنید و آهسته بگویید :" این جسم معنوی من است که اجازه داده در مورد همه چیز در زندگیم فکر و تجربه کنم ، ولی این خود من نیستم ! تصور کنید که این هاله بخار شد و در هوا محو شد ، در اینجاست که باز هم آهسته می گویید : من نه خود جسم مادی هستم و نه احساسات و افکارم ، من به خودی خود و مستقل از همه ی اینها هستم و وجود دارم . برای 30 ثانیه در همان وضعیت بمانید .

به آرامی با خود بگویید :" من تنها یک جسم نیستم ، جسمم تنها وسیله ای است برای به حرکت درآوردن روح .من افکار و احساساتم نیستم ، آنها تنها حاصل از روح من هستند ، ذهن من ابزاری برای روحم است . من خود روحم هستم !!این خود من هستم ، من دارای هوش ، استعداد و عشق الهی هستم و می توانم با خدا ارتباط برقرار کنم . بله من یک روح هستم !!

به مدت 5 دقیقه به همان حال بمانید و به آرامی از وضعیت خود خارج شوید: آهسته چشمها را باز کنید ، چند بار نفس عمیق بکشید .

با انجام این تمرین ، احساس سبکی می کنید و به یک آرامش فوق العاده روحی دست می یابید . فهمیدید که شما تنها یک کالبد جسمی و یا افکار و احساساتتان نیستید ، جسم و فکر شما محو شد و خود شما باقی ماندید . این "شمایی " که در این تمرین مدیتیشن به آن رسیدید ، روح شما است . هم اکنون ، آرام و سبکتر شده اید.
این تمرین را هر روز ، مخصوصا" زمانی که به بحرانی روحی دچار می شوید ،انجام دهید .
این تمرین باعث ایجاد آرامش و برانگیخته شدن نیروی عشق الهی در شما می شود.





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مردها در حضور زن ها مثل بچه هایی می مانند که داخل یک اسباب بازی فروشی شده باشند. قلبشان پیش یک چیز خاص است اما با اینحال هنوز هم هر چیز جذابی که دوروبرشان باشد را نگاه می کنند.

مردها موجوداتی بصری هستند

مردها به هیچ وجه نمی توانند از تحسین کردن زیبایی زنان خودداری کنند. اما آیا انجام اینکار وقتی پیش همسر یا معشوقه شان هستند درست است؟ مجله سلامت مردان اخیراً رای گیری در این مورد انجام داده است:

· 53 درصد گفتند که اگر موردی باشد حتماً نگاه می کنند.

· 28 درصد گفتند فقط در موارد بسیار خاص و حتماً با داشتن عینک آفتابی این کار را می کنند.

· 19 درصد گفتند که هیچوقت اینکار را نمی کنند چون نمی خواهند همسرشان از دست آنها ناراحت شود.

اما برای یک لحظه فکر کنید. زن ها هم از این بدشان نمی آید. درست است؟ منظورم این است که مثلاً آن 7 پرستاری که به خاطر نگاه کردن به پرونده پزشکی جورج کلونی تعلیق شدند لزوماً به خاطر مسائل پزشکی اینکار را نکرده بودند، درست است؟

واقعیت این است که مردها نگاه می کنند و زن ها هم نگاه می کنند. بیولوژی طوری ما را برنامه ریزی کرده است که به دنبال جفتی مناسب خودمان باشیم و کره چشممان یکی از ابزارهایی است که همه ما برای خرید از آن استفاده می کنیم.

اما دیگر وقتش رسیده واقعیت را ببینیم

اکثریت خانم ها و آقایون می توانند خیال پردازی بصری را از واقعیت متمایز کنند. درمورد مردها می توانیم بگوییم که بسیاری از مردها اگر وقتی با همسرشان هستند به زنان دیگر نگاه می کنند اصلاً قصد بی احترامی و توهین به او را ندارند. بسیاری از مردها اندام خانم ها را زیباترین دیدنی های دنیا می دانند، درمورد آبشار نیاگارا هم همین فکر را می کنند اما لزومی ندارد که تا آنجا بروند.

البته جای انکار نیست که برای بعضی از مردها چشم چرانی قدم اول برای درگیر شدن جدی با آن فرد است. اما چطور می توان مردهایی که هر از گاه چشم چرانی می کنند را از آنهایی که با هدفی خاص اینکار را می کنند تشخیص داد؟ چند نکته هست که باید به خاطر داشته باشید:

· یک نگاه صادقانه بهتر از دید زدن دزدکی است.

بسیاری از مردان قبول دارند که نگاه می کنند چون می دانند اگر گند کار در بیاید نشانه بی احترامی آنها به همسرشان خواهد بود. مطمئناً مردی که می گوید، "خوب خانمه خیلی خوشگل بود" ممکن است با خشم شدید اما موقتی همسرش روبه رو شود اما بعد از اینکه عصبانیت همسرش فروکش کرد، زن متوجه می شود که شوهرش آدم صادقی است پس خطری او را تهدید نمی کند. از این گذشته با اینکه می توانسته اما به هیچ وجه سعی نکرده چیزی را از او پنهان کند. باید نگران مردی بود که چشم چرانی خود را انکار می کند. اگر مرد چیزی را پنهان کند آنوقت باید نگران شد.

· تاریخ آینده را پیشگویی می کند.

وقتی بدانید که مردتان نامزد قبلی خود را چطور انتخاب کرده است می تواند شما را با عملکرد او اشنا کند. اگر او را در یک رستوران یا خیابان ملاقات کرده باشد خیلی ساده بیانگر این است که برحسب آنچه او را جذب کند وارد عمل می شود. اما اگر مردی نامزد خود را در محل کار یا بین دوستان ملاقات کرده باشد مطمئناً نشانه خوبی است. چنین فردی برای برقراری ارتباط نیاز به رابطه معنادار دارد به همین دلیل احتمال بسیار کمی وجود دارد که با دیدن یک زن زیبا جذب شود.

· آن زنی که مرد نگاهش می کند لزوماً زنی نیست که می خواهد با او باشد.

تفاوت بسیار عمیقی بین یک نگاه کردن ساده و آوردن یک نفر در دنیای خصوصی خود وجود دارد. اگر مردی در خیابان چشم چرانی می کند احتمال خیلی کمی وجود دارد که بخواهد به او نزدیک شود.

به نظر اکثر مردان، نگاه کردن به زنان زیبا اصلاً به معنای بی احترامی به همسر یا نامزدشان نیست، آنها با این کار فقط هنر را تحسین می کنند و زنی که بخواهد بیش از حد نسبت به چنین چشم چرانی هایی حساسیت نشان دهد فقط همسرش را به نزدیک شدن به یکی از همین زنان تحریک می کند.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 15 )    ...   6   7   8   9   10   11   12   ...