تبلیغات
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ - مطالب مهارت های ارتباطی
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ

در حقیقت گل هدیه ایست که اگر به صورت غیر منتظره تقدیم شود ارزش بیشتری دارد.

 

● معنی تعداد شاخه گلها بصورت کلی در یک دسته

- ۱ شاخه گل نشانه توجه یک فرد به طرف مقابل

- ۳ شاخه گل نشانه احترام به طرف مقابل

- ۵ شاخه گل نشانه علاقه و محبت به طرف مقابل

- ۷ شاخه گل نشانه عشق

 

 

● معنی تعداد شاخه گل های رز در یک دسته

- ۱ شاخه رز : یک احساس عاشقانه فقط برای تو

- ۳ شاخه رز: دوستت دارم

- ۵ شاخه رز: بی نهایت دوستت دارم

- ۱۲ شاخه رز : عشق ما به یک عشق دو طرفه تبدیل شده است

- ۳۶ شاخه رز : احساس وابستگی رمانتیک

- ۹۹ شاخه رز : عشق من برای تو جاودانه و تا ابد می باشد.

- ۳۶۵ شاخه رز : هر روز سال به تو می اندیشم و دوستت دارم.

- همچنین ۱۰ شاخه گل لاله عمومآ به نشانه یک عشق بی نظیر است بکار برده می شود.

 

 

● معنی رنگ رزها

- رز قرمز :

رز قرمز کم رنگ به نشانه " دوستت دارم" می باشد و رز قرمز پر رنگ به معنی زیبایی بی انتهاست.

- رز زرد :

امروزه رز زرد به معنی شادی و خوشحالی می باشد ولی در گذشته این رنگ رز معنی کاهش میزان علاقه و وفاداری را داشت.

- رز سفید :

رز سفید به معنی عشق روحانی و پاک است و در دسته گل عروس به معنی احساس عاشقانه شادی آور می باشد.

- رز ارغوانی :

این رز به معنی تمایل و اشتیاق فرد به طرف مقابل است.

-رز نارنجی :

به معنی "من فریفته و دلباخته تو هستم" می باشد.

- رز معطر :

بدین معنی است که عشق در نگاه اول بوجود آمده است.

- رز صورتی :

رز صورتی کم رنگ به معنی تحسین ، ستایش ، وقار و شایستگی و زیبایی می باشد و رز صورتی پر رنگ به معنی تشکر از طرف مقابل است.


- رزهای کمرنگ :

به طور کلی تمام رزهای کم رنگ به معنی دوستی با طرف مقابل می باشند.

 

 

● ترکیب رنگهای مختلف رز در یک دسته گل

- ترکیب رز زرد و قرمز در یک دسته گل به معنی" تبریک " در هر مناسبتی می باشد.

- ترکیب رز زرد و نارنجی در یک دسته گل به معنی علاقه زیاد به طرف مقابل است.

- ترکیب رز قرمز و سفید به معنی یگانگی و اتحاد با طرف مقابل می باشد.

 





نوع مطلب : فال و طالع بینی، مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

خیلی سخت است كه بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی كه جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار كرد. معمولاً هنگامیكه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق كرده باشگاه را ترجیح می دهند.
نكته مهمی كه آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور كنند این است كه خانم ها همیشه آنطور كه وانمود می كنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را كه دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛
اما بد نیست كه در این قسمت از برخی خصوصیاتی كه می تواند یك خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است كه او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!
این مقاله را بخوانید تا ببینید كدامیك از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فكر كنید.

 

1- مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا می كنند كه از مردهای مرتب و تمیز و شیك پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی كج و كوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در كوچه فوتبال بازی كنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه كنید.
او بدش نمی آید كه هر چند وقت یكبار برای نجاتش تلاش كنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این كار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید. یك خانم با یك آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع كه كدامشان كفش ها و یا موهای شیك تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلكه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است كه منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود.
البته نباید فراموش كنید كه زمانیكه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد كه لباسهای مناسب و آراسته ای به تن كنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید كه در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امكان وجود دارد كه هرگز به این موضوع اعتراف نكند- همیشه لازم نیست شیك ترین لباس ها را به تن كنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز كنید، فقط كافی است كه آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیكه با دوستانتان هستید بزنید

 

2- نه گفتن

شما باید تصمیماتی كه به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل كنید؛ حتی اگر این كار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می كنند كه دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند كه او را بتوانند روی یك انگشت خود بچرخانند و هر چه كه می گویند انجام دهد.
اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیكته می شود، عمل كنید، دیری نخواهد گذشت كه رابطه تان كسل كننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند كه چیزی برای ارائه كردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد كند. آنها به دنبال مردی هستند كه شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یك مرد را تنها "همسرش" تشكیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند كه بتواند در مواقع ضروری آنها را رو كند. حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد كه دوست دارند قدرت و كنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید كه گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می كردید كه باید كنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این كار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یك خدمتكار خانگی دست آموز تبدیل كنید

 

3-داشتن شهوت جنسی

كاملاً روشن است كه اگر یك رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می كند كه مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت كه یك خانم زمانیكه می بیند شوهرش در مقابل او كنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می كند انگار دنیا را به وی داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یك روز سخت كاری و سرو كله زدن با ارباب رجوع و همكاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال كند؛ این امر سبب می شود كه او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد.
اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع كننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد كه با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد

 

4- مستقل بودن

شاید همیشه خانم ها به این دلیل كه همسرشان ادعا می كنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه كافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل كار خود سپری می كنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می كنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید كه اگر می خواهید همسرتان در كنارتان باقی بماند، باید مانند یك پرنسس با او رفتار كنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید كه اگر سرگرمی، تفریح و كارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممكن است خانم احساس كند كه در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه كه شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند.
یك مرد مستقل و متكی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یك مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید كه با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید

 

5- حسود بودن

حسادت یكی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را كنترل نمایند، اما مقدار كمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد.
اگر شما نسبت به مردهایی كه با اوصحبت می كنند، هیچ گونه عكس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می كند كه به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال كسی می رود كه این خلا را برایش پر كند. اگر او در مورد یك همكار مذكر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیكه نوبت به حسادت می رسد، مقدار كمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج كردن آن به شدت صرفه جویی كنید.
از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود كه نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت كند

 

6-آسیب پذیری

گاه به گاه هر انسانی دوست دارد كه احساس كند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی كه كمتر اتفاق می افتد یك خانم بتواند از شوهر خود محافظت كند، بد نیست كه به او اجازه دهید این كار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات كند.
برای مثال بد نیست كه به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ كند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینكه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشك شویی ببرید، و برای بستن كروات خود به كمك او احتیاج دارید. شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود كه او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا كند و بیش از پیش جذب شما شود.
البته این امر بدان معنا نیست كه سعی كنید از او برای خود یك مادر بسازید - هر چند او از این كار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد كه او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیكه نیاز به كمك داشتید و احساس می كردید كه او می تواند به شما كمك كند، از او درخواست همكاری كنید.
با این كار بدون شك به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می كنند كه برای كشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یك قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و كمك خواستن سبب می شود كه شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه كنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما كمك كنند

 

7-پنهان كردن احساسات

شاید او همیشه اعتراض می كند كه چرا نباید بداند كه شما در حال فكر كردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند كه در طول روز و در محل كار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت كنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز كنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا كند. شما می دانید كه خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می كنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو كنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد. در برخی مواقع اگر كمی از او دوری كنید و خود را كمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد كرد. نكته جالب اینجاست كه خودش به شخصه برای پیدا كردن حقیقت تلاش می كند.
خانم ها لذت می برند تا بدون اینكه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم كه شما تصور می كنید از این كار متنفر نباشد.

 

8-سرتاپای او را وارسی كنید

خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند كه دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین كنند، و زمانیكه كاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یك خانم با حالت جذابی صحبت میكند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و كسانیكه به او توجه می كنند هم بستگی دارد. اما زمانیكه نوبت به مردی می رسد كه خانم دوستش می دارد، با كمال میل به او اجازه می دهد كه كلیه متعلقاتش را چك كند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند.
اگر به او توجه كنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر كجا كه بخواهید خواهد رساند. همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نكنید هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی كه غر زدن هایشان را شروع می كنند كاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیكه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید كه اگر بخواهید همیشه با او موفقت كنید و مطابق خواسته هایش رفتار كنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.
این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی كه خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای كه شما را به او نشان می دهند.
از آنجایی كه ما كاملاً واقف هستیم كه خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد كه برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید.
بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه كنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.

 






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

گرچه نمی خواهیم شما را بترسانیم اما مردان ممکن است اشتباه هایی مرتکب شوند که ازدواجشان را تباه کند. حتی اگر یک مرد معمولی باشید، احتمال دارد بسیاری از این اشتباه ها را مرتب تکرار کنید....چند اشتباه رایج مردان که در رابطه با همسرانشان مرتکب می شوند، چگونگی شناسایی آنها و از همه مهم تر نحوه تصحیح آنها عبارتند از:

 

۱) ندادن همدلی

همدلی، مهم ترین بخش هر رابطه و به معنای توانایی شناخت احساسات فردی دیگر و سهیم شدن در این احساس هاست. به طور کلی زنان در این زمینه بر مردان برتری دارند. زنان می خواهند همسرانشان احساساتشان را بفهمند و برای آن ارزش قائل شوند ولی مردان معمولا به جای گوش دادن ساده به حرف های آنها، بلافاصله به شیوه حل مساله روی می آورند. این کار اشتباه است. برای مثال اگر همسر شما می گوید احساس می کند نادیده گرفته می شود، درواقع از شما می خواهد احساس هایش را درک کنید، نه اینکه با او درباره واقعیت ها حرف بزنید.

 

۲) ولخرجی

انجام خریدهای سنگین برای مثال خریدن ماشین بدون مشورت با همسرتان، یک اشتباه بزرگ است. درواقع گاهی خانم ها در میان تمام اشتباه هایی که ممکن است مرتکب شوند این کار را بدترین کار پس از خیانت می دانند! و مردان در موارد زیادی این اشتباه را مرتکب می شوند. اما چرا اینگونه است؟

 

۳) خودخواه بودن در روابط زناشویی

مردان در روابط زناشویی فراموش می کنند یا بدتر از این، اصلا نمی دانند که همسرشان برای رسیدن برانگیختگی به چیزهایی بیشتر از آنچه آنها انجام می دهند، نیاز دارند. اساس ایجاد برانگیختگی در زن، محبت است، به طوری که احساس کند به او عشق ورزیده می شود و همسرش به او نیاز دارد. مردان روابط زناشویی را برای ایجاد صمیمیت و برقراری ارتباط عاطفی با همسرشان کافی می دانند، در حالی که زنان بر عکس می خواهند پیش از این روابط، رابطه عاطفی به وجودآید.

 

۴) گوش دادن به شیوه نادرست

اینکه هنگام شنیدن حرف های همسرتان، در حالی که درباره موضوعی دارد توضیح می دهد، سر تکان دهید و در تمام مدت به فکر راه هایی باشید که مشکل را حل کنید، اشتباه است. مردان تمایل دارند موقعیت ها را تجزیه و تحلیل و گزینه هایی برای حل مشکل پیدا کنند. اگر به این روش به حرف های همسرتان گوش دهید، مطمئن باشید که جوش می آورد! خانم ها در اغلب موارد می خواهند احساساتشان را بیان و از همسرشان می خواهند به طور فعال در این گفت وگو شرکت کند، نه با بازی کردن نقش قهرمان و حل کردن یکباره مشکل، بلکه با نشان دادن علاقه به حرف ها و توجه نشان دادن به عواطفش. گوش دادن، روندی منفعلانه نیست، بلکه یک روند فعال برقراری ارتباط است.

 

۵) بروز ندادن احساس

بسیاری از مردان فکر می کنند باید احساس هایشان را پنهان کنند، در غیر این صورت آدم ضعیفی تصور خواهند شد. این عقیده اشتباه است. در میان نگذاشتن احساس هایتان با همسرتان، ممکن است باعث ناراحتی شدید او شود. زن احساس می کند رابطه نزدیک و صمیمانه ای که می خواهد با شوهرش داشته باشد، از او دریغ شده است. وقتی مرد در خود فرو می رود و عواطفش را بیان نمی کند، زن حس می کند مرد او را ترک کرده است. گرچه واداشتن مردان به بیان آشکارتر عواطفشان مشکل به نظر می رسد اما داشتن این توانایی، قدرت مرد را نشان می دهد، نه ضعف او را. معمولا مردان در روند رشد می آموزند مثلا هنگام ترسیدن نباید بگذارند دیگران از این موضوع خبردار شوند، اما بیان عواطف در چنین مواردی خودش نوعی خطر کردن و نشانه شجاعت است.

 

۶) قرار دادن خود در موضع قدرت

مردبودن به معنای آن نیست که همه اختیارات و همه جزییات بصورت مطلق در دست شما باشد. بسیاری از مردان این موضوع را درک نمی کنند. در زندگی مشترک باید اختیار تصمیم گیری در مورد مسایل مختلف بین همسران براساس توانمندی ها و مسوولیت ها و توافق هایشان باشد.

 






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

خیانتهای خانوادگی چیست؟ چقدر شایع است و چرا مردان و زنان، دست به خیانت می زنند؟ سهم زنان از این خیانت ها چقدر است ؟
یک مشاور خانواده معتقد است سهم مردان در خیانتهای زناشویی 80 درصد است و 20 درصد دیگر خیانتکاری را زنان در ایران انجام می دهند.
اصغر کیهان نیا اعلام کرده: "به نظر می رسد قبح خیانت در زنان جامعه ما بیش از مردان است، این موضوع تا جایی است که مراجعات نشان می دهد خیانت در میان مردان 80 درصد و در زنان 20 درصد است ."


این مشاور خانواده، دلیل خیانتهای زن و شوهری را تنوع طلبی ، طراوت طلبی ، امیال سرکوفته کودکی و نوجوانی و احساس محق بودن در مردان می داند و در خیانتهای مربوط به زنان نیز از "مقابله به مثل" خبر می دهد.


وی به مردان توصیه می کند به 5 نیاز اساسی زنان در زندگی زناشویی توجه کنند تا احتمال خیانتهای زنان کمتر شود. نیازهایی که این مشاور خانواده بر می شمارد استفاده از روش مناسب حرف زدن ، ابراز عشق و محبت ، هدیه دادن در مناسبت ها ، تامین نیازهای مالی، روحی و امنیت روانی زن است.

خیانتهای زن و شوهری: از روابط غیر اخلاقی تا چتهای اینترنتی
برخی رفتارشناسان، تعریف خیانتهای زن و شوهری را بسیار فراتر از چیزی می برند که عرف و قانون آن را می شناسد. از جمله منصور بهرامی عضو ارشد انجمن بین المللی تحلیل رفتار معتقد است: خیانتهای زندگی مشترک شامل خیانت عشقی ، خیانتهای اینترنتی و خیانتهای جنسی می شود.

به گفته این رفتارشناس، خیانت عشقی به رابطه پنهانی توام با پیوند احساسی و صمیمانه یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست گفته می شود.


خیانت جنسی به رابطه نامشروع یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست، گفته می شود و خیانت اینترنتی نیز به گفتگو و تبادل تصاویر و مشخصات فردی متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست از طریق چت و اینترنت اطلاق می شود.


مطابق این تعاریف، پدیده چند همسری ، خیانت محسوب نمی شود، هر چند به اطلاع همسر اول، رسیده نباشد!


چرا خیانت می کنند؟ هزار و یک دلیل دارد
برای خیانت های زن و شوهری، هزار و یک دلیل گفته اند، ولی سرگرمی و ریسک لذت بخش و مفرح را از مهمترین عوامل بروز خیانت می دانند.


با این همه، دلایل دیگری نیز برای خیانتهای خانوادگی مطرح کرده اند. از جمله: درک شدن ، دوست داشته شدن ، احساس آزادی ، استقلال ، سرگرمی و برآورده کردن نیازهای جنسی مولفه های پدید آمدن شروع یک خیانت است. ضمن اینکه نمی توان از پارمترهایی مانند تقویت اعتماد بنفس ، سلطه جویی ، تجربه تازه ، ماجراجویی ، القاء داشتن استحقاق و شایستگی ، رقابت و تنوع طلبی گذشت.

رفتارشناسان می گویند افراد خیانتکار معمولا به شکل غیر منطقی و با اتکا به یک شهوت کورکورانه شیفته فردی می شوند. آنها احساس می کنند بیشترین درصد تفاهم را با یکدیگر دارند و به همین خاطر فرد خائن خود را به مخاطره انداخته و به آب و آتش می زند که به وصال برسد. این نوع رابطه می تواند از چند هفته تا چندین سال بطول انجامد. اما پس از گذشت زمان هر دو نفر پی می برند، آنطور که تصور می کردند یکدیگر را نمی شناسند. در این نوع روابط معمولا فرد از همسر و یا شریک پیشین خود جدا می شود.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

آیا همیشه تلاش هایتان برای تاثیرگذاری بر روی همسرتان بی نتیجه می ماند؟ آیا او عصبانی می شود و تمام تلاش های شما را زیر سوال می برد؟
آقایون همیشه دوست دارند که نظر همسرشان را به خود جلب کنند، اما متاسفانه معمولا راه نادرست را انتخاب می کنند. به همین دلیل نمی توانند موفق شوند و به نتیجه دلخواهشان دست پیدا کنند.
در این قسمت ۷ تصور غلط آقایون از کارهایی که تصور می کنند خانم ها دوست دارند، آمده است. با مطالعه آن در می یابید که کجای کارتان ایراد دارد. پس از خواندن متوجه می شوید که چرا دفعه قبل قرار ملاقات شما مطابق میلتان پیش نرفت.آیا به خاطر برخی تصوران ذهنی غلط خودتان نبود؟

 

۱) سعی می کنید تمام وقت خود را با او بگذرانید
▪ دلیل نادرستی این عمل: درست است که او میل دارد بعضی مواقع در کنار شما باشد، اما اگر شما دائما برروی با هم بودنتان پافشاری کرده و سماجت به خرج دهید، خود را به صورت فردی نیازمند و وابسته جلوه می دهید و او به تدریج از شما اشباع می شود.
ـ در عوض چه کاری انجام دهید: او احتمالا انتظار دارد که زمانی را در کنار هم به انجام کارهای مورد علاقه تان بپردازید و از وجود یکدیگر لذت ببرید، اما نباید خود را به زور در کارهایی که به شما ارتباطی ندارد، وارد کنید. مثل زمانی که با دوستانش به بیرون می رود یا جلسه ای دخترانه دارند. البته باید توجه داشته باشید که اگر به انجام کار خاصی علاقه ندارد، نباید او را به زورَ، وادار به آن نمایید.

 

۲) میخواهید در نظافت کمک کنید اما همه چیز را به هم میریزید
▪ دلیل نادرستی این عمل: گاهی اوقات لطف و مرحمت شما چندان موثر واقع نمی شود. به عنوان مثال آیا زمانی که تصمیم می گیرید شام درست کنید، قابلمه های کثیف را در دستشویی رها می کنید تا خانمتان آنها را بشوید؟ زمانیکه می خواهید وان و دستشویی را تعمیر کنید چرک و کثافت را بر روی زمین می ریزید؟ اگر چنین است نه تنها لطف و مرحمت شما هیچ سودی ندارد بلکه باعث خشمگین کردن او نیز می شود.
ـ در عوض چه کاری انجام دهید: اگر می خواهید در کارهای خانه (و هر کار دیگری) به او کمک کنید، پیش از هر چیز باید مطمئن شوید که سودمند واقع خواهید شد. بهتر است به جای اینکه هر شب غذا درست کنید و توده ای از ظرف های کثیف را برایش یادگاری بگذارید، این کار را هر چند وقت یکبار انجام دهید، اما به درستی و با رعایت کمال نظافت.

 

۳) تمام احساسات خود را به زبان می آورید
▪ دلیل نادرستی این عمل: خانم ها مردهای احساساتی را دوست دارند، اما اگر مردی عواطف درونی اش را بیش از اندازه بروز دهد، به مزاج خانم ها سازگار نیست. صحبت کردن در مورد روابط گذشته، مسائل کاری، مشکلات خانوادگی جزء مواردی هستند که از شما یک فرد احساساتی و بی ثبات می سازند.
ـ در عوض چه کاری انجام دهید: شما باید تعادل را نگه دارید : احساسات درونی خود را بدون اینکه بیش از اندازه عاطفی جلوه کنید، بروز دهید. بهترین راه برقراری تعادل این است که ببینید او تا چه حد احساسات درونی خودش را با شما در میان می گذارد؛ اگر او تمام داستان زندگیش را با شما در میان نمی گذارد پس شما هم ملزم به انجام چنین کاری نیستید.

 

۴) بیش از اندازه صادق هستید
▪ دلیل نادرستی این عمل: صداقت بیش از اندازه هم گاهی درد سر ساز می شود. به عنوان مثال اگر به او بگویید که آنقدرها که باید و شاید به دست پختش علاقه ندارید صرفا او را آزرده ساختید. او در مورد خودش احساس بدی پیدا می کند و رفته رفته علاقه خود را نسبت به شما از دست می دهد.
ـ در عوض چه کاری انجام دهید: خوب دقت کنید زیرا این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است: صداقت در مواردی نظیر خیانت، مسائل مالی و خانوادگی معنا پیدا می کند، و در مورد مطالب کوچکی نظیر " تو از این لباس خوشت می یاد؟" یا "فکر می کنی اون خانمه خوشگله؟" آنقدرها هم که فکر می کنید مهم نیست. گاهی دروغ های مصلحتی مفید تر از صداقت هستند. اگر صداقت بیش از اندازه سبب می شود تا همسرتان در مورد خودش احساس بدی پیدا کند در حالیکه یک دروغ جزئی همه چیز را حل کرده و رنجش خاطر را نیز از بین می برد، مطمئنا دروغ مصلحتی انتخاب مناسب تری است.

 

۵) می خواهید تمام هزینه ها را پرداخت نمایید
▪ دلیل نادرستی این عمل: دست و دلبازی خیلی خوب است اما اندازه ای دارد. یک خانم به این دلیل که شاید روزی از شما جدا شود و یا منتی بر روی دوشش نباشد، نیاز دارد که گاهی روی پای خودش بایستد. به این دلیل اصرار ورزیدن برای حساب کردن و پرداخت تمام هزینه ها کار درستی نیست و باعث می شود که او با شما راحت نباشد.
ـ در عوض چه کاری انجام دهید: شما باید تعارف کنید؛ به ویژه در ابتدای شکل گیری رابطه. می توانید قدری پافشاری هم به خرج دهید اما بیشتر از دو مرتبه خوب نیست. بعد عکس العمل او را زیر نظر بگیرید و سعی کنید احساس ناخوشایندی در او ایجاد نکنید. اگر او واقعا می خواهد هزینه ها را پرداخت نماید، خوب می توانید دنگی بیرون روید.

 

۶) با همسرتان وارد حمام می شوید
▪ دلیل نادرستی این عمل: شاید خیلی مواقع این کار را دوست داشته باشد، اما باید مواردی از این قبیل را نیز در نظر بگیرید: آیا روز بدی نداشته؟ احساس بدی ندارد؟ یا خواستهای جنسی شما باعث آزار و اذیت او نمی شود؟
ـ در عوض چه کاری انجام دهید: خانم ها معمولا برای ایجاد آرامش و فراموش کردن مشکلات دوش می گیرند. پس سعی کنید حال و حوصله او را تشخیص دهید و بدانید که او در هر زمان نیازمند چیست. تصور نکنید که حمام رفتن او به منزله نوعی دعوتنامه جنسی است. فراموش نکنید که گاهی اوقات دوست دارد در خلوت و تنهایی خودش سیر کند.

 

۷) هیچ گاه جدی نیستید
▪ دلیل نادرستی این عمل: اگر در زمان عصبانیت برای در هم شکستن سکوت ناخوشایندی که بر جمع حکمفرماست، شروع کنید به تعریف کردن جوک های مسخره، او واقعا ناراحت شده و احساساتش جریحه دار می شود. در حقیقت او با مشاهده چنین واکنشی از جانب شما تصور می کند که قصد فرار کردن از واقعیت های زندگی را دارید و چیزی جز یک دلقک نیستید.
● به راستی انتظار یک خانم چیست
اگر دائما در حال انجام رفتارهای آزاردهنده ذکر شده هستید ناراحت نباشید. تشخیص تمام نیازهای خانم ها کاری است بس دشوار اما پس از خواندن این مقاله شما می توانید خود را از گناهان کوچکی که هر کسی ممکن است به آنها آلوده باشد پاک کنید.
باور کنید که: اگر شما نکات مذکور را در زندگی خود به کار بندید او ممنون شما خواهد شد و برای عواطف و احساساتتان ارزش بیشتری قائل می شود. بنابراین اندکی درون گرا باشید و بعد به راه خود ادامه دهید، به طور قطع در تمام قرارهای خود پیروز خواهید شود.


 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

برای بدست آوردن قلب یک مرد باید ابتدا به مغز او راه یابید.چند دفعه تابحال شگفت زده شده اید که این مرد به چه چیزی فکر می‌کند؟! اگر می‌خواهید به قلب یک مرد دست یابید باید ابتدا به مغز او راه یابید. مشکل بیشتر مردها این است که خیلی سخت برای گفتن افکار و احساساتشان لب به سخن باز می‌کنند.

اگر به این 5 فن مجهز باشید مردان راحتتر سفره دلشان را برایتان باز خواهند کرد، سپس شما می‌توانید بهتر برای یک رابطه بهتر تلاش کنید و نهایتاً لذت بیشتر از باهم بودنتان ببرید.

 

1.اجازه بدهید او درک کند که علاقه نشان می‌دهید به آنچه که می‌گوید. هیچ مردی به شما اجازه نمی دهد به افکارش راه یابید مگر اینکه بداند که شما به آنچه که او می‌گوید توجه و علاقه نشان خواهید داد. یکی از بهترین راهها برای منتقل کردن این موضوع به او این است که از طریق زبان بدنتان وارد شوید. برای نشان دادن تمایل خود به گفته های او، نگاه طبیعی به او و باز کردن بازوانتان به نشانه گرایش به او بهترین راه است.اجازه دهید به او بداند که شما متوجه اید که چه می‌گوید آنهم با یک سرتکان دادن یا با حرکت دادن به پیشانیتان.همچنین تحت تأثیر قرار گرفتن، مثلاً وقتی که او تحت فشار باشد در گفتن داستان خود و ببیند که شما هم همین گونه اید، احساس بهتری خواهد داشت. این کار مثل این است که گفته باشید من می‌فهمم که چه احساسی داری یا من خودم را جای تو می‌گذارم.

 

2.لطفاً داوری و قضاوت نکنید. هیچ مردی افکار واقعی اش را نمی گوید اگر دریابد که تحقیر یا نکوهش می‌شود. اظهاراتی مانند چطور توانستی این کار را انجام دهی یا اگر من بودم چنین نمی کردم را رها کنید.آزادی این را به او بدهید که آشکارا و صادقانه هر آنچه که می‌خواهد توضیح دهد بدون قضاوت شما، آنگاه شما شگفت زده خواهید شد. شما مجبور هم نیستید که او را ببخشید یا با او موافق باشید. شما با این کار به راحتی محیطی آزاد را برای او ایجاد کرده اید که هر آنچه فکر می‌کند برای شما بگوید.

 

3.از بکار بردن کلمه چرا بپرهیزید. وقتی روانشناسان دوره کارآموزی خود را سپری می‌کنند، از آنها می‌خواهند تمرین کنند که کلمه چرا را از دایره لغاتشان حذف کنند. زیرا پرسیدن چرا به طور مکرر، انرژی منفی می‌دهد و شرایط را بحرانی و حساس می‌کند.وقتی که شما از یک مرد بپرسید که چرا این کار را اینطور انجام داده ای، او اینطور استنباط خواهد کرد که به او گفته اید که تو احمق هستی که روی زمین این را ه را برای این کار انتخاب کرده ای! حالا او قبل از اینکه جملاتتان را تمام کرده باشید حالت تدافعی به خود می‌گیرد.تمرین کنید که به جای استفاده از کلمه چرا بگویید درباره این موضوع به من بیشتر بگو.

 

4.هرگز نگویید ما نیاز به گفتگو داریم. هیچ چیز بهتر از این جمله نمی تواند یک مرد را وادار کند که کمتر حرف بزند. این جمله حامل این پیام است که او کار اشتباهی کرده است که در دردسر افتاده و باید درباره اش توضیح دهد. او گفتگو را قبل از شروع کردنش متوقف خواهد کرد.بهترین راه برای مطرح کردن یک موضوع مهم به آرامی و غیر مستقیم وارد شدن به آن است. زمانی که هر دوی شما مشغول انجام آن هستید را انتخاب کنید مثل آشپزی و یا تمیزکاری سبک، که او راحتی بیشتری احساس کند. به خاطر داشته باشید وقتی او درگیر فوتبال جمعه شب است برای این کار به او نزدیک نشوید.

 

5.گوش دادن واقعی را یاد بگیرید. شما همیشه شانس شنیدن افکار او را نخواهید داشت. چندین بار شده است که شما وقتی که او صحبت می‌کرده است در فکر دیگری بوده اید یا شاید هم فکر می‌کرده اید که در جواب به او چه بگویید؟!این موضوع بسیار مهم است که اکنون را با او باشید تا اینکه به افکارتان اجازه دهید همه جا باشد غیر از با او. یک مرد می‌تواند احساس کند که شما واقعاً می‌خواهید حرفهای او را بشنوید یا خیر. درست شنیدن بهترین راه برای رسیدن به یک گفتگوی واقعی است که او هم بتواند حقیقت را به شما بگوید.

 






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دکتر «آدامز» دخترانی را که قصد ازدواج دارند راهنمایی کرده و آنها را از ازدواج با «۸» نوع مرد که به عقیده ی او خطرناک هستند بر حذر داشته است.

 

نوع اول: مرد خودخواه و متعصب افراطی

این نوع مرد ممکن است برای زن چهار مشکل بزرگ ایجاد کند : اختلاف عقیده ی دایمی ، نزاع همیشگی ، عصبی بودن و سختی معاشرت!

 

نوع دوم: مرد عصبی مزاج

این نوع مرد ، در واقع یکی از انواع مردانی است که دکتر آدامز اصلاً سخن گفتن با آنها را نیز برای دختران خطرناک می داند. چنین مردانی که روحی عصبی دارند با همسر خود سر کوچک ترین مسأله نزاع و مشاجره ی سختی می کنند و یک زندگی شیرین و مفرح را به کام همسر بدبخت و بچه های بیگناه و حتی آشنایان دور و نزدیک تلخ می سازند!

 

نوع سوم : شوهر سختگیر و بی گذشت در امور مالی

شوهری که در امور مالی زن بسیار سختگیری می‏کند و سر سوزنی گذشت ندارد ، به درد زندگی نمی خورد. البته مقصود این نیست که باید زن بی اجازه ی شوهر هر چه می‏خواهد خرج کند ، بلکه دکتر آدامز معتقد است که بیشتر مشاجراتی که در خانه روی می ‏دهد فقط بر سر پول است. حال آنکه در اصل نباید چنین باشد ، خیلی از زن و شوهرها چندان که به پول اهمیت می دهند، هرگز برای تربیت بچه ها ارزش قایل نیستند، البته زن و شوهر به واسطه ی پول مشاجره نمی کنند، بلکه در اکثر اوقات طریقه ی خرج کردن آن است که موجب سر و صدا و نزاع ایشان می‏گردد. پس زنی که به خوبی مدیریت خانه را انجام می‏دهد، پول را با حساب و کتاب و مناسب خرج می‏کند و یک شاهی را هم حرام نمی کند و باز مورد شماتت و سختگیری شوهر قرار می گیرد، حق دارد گلایه مند باشد.

 

نوع چهارم : مردی که سریع و آسان دروغ می گوید!

شوهرانی که برای پیشرفت مقاصد خود ، دروغ های کوچکی می گویند و یا گاه این کار را برای تمسخر همسر خود انجام می‏دهند. بالاخره یک روز کارشان به دادگاه خانواده می کشد. این گروه مردان همواره در دنیایی از وهم و خیال در پروازند و معمولاً فراموشکار هم می‏شوند و تمام دروغ هایی را که گفته اند از یاد می برند چون از قدیم گفته اند که «دروغگو همیشه فراموشکار است! »

 

نوع پنجم : مردان فراری از میدان مبارزه!

پنجمین گروه مردانی هستند که از موانع و مشکلات فراری هستند و به جای اینکه از مشکلات زندگی استقبال کرده و در رفع آن کوشا باشند ، فرار را بر قرار ترجیح می‏دهند. طبیعی است مردانی که حاضر نیستند به جنگ موانع و مسایل زندگی بروند و همواره میدان مبارزه را ترک می گویند، در زندگی زناشویی هم برای همسر خود تکیه گاه مناسبی نخواهند بود.

 

نوع ششم : مردان نامنظم و بی ادب در نزاکت!

ازدواج با مردان نامنظم و به دور از ادب و نزاکت نیز به صلاح نیست. بی نظمی خواه در تعیین وقت ، خواه در لباس و غذا و یا هر چیز دیگر، شما را از زندگی بیزار می‏کند.

 

نوع هفتم : مردانی متعلق به خویشاوندان خود!

شوهری که فقط به اقوام و خویشان خودش تعلق دارد نیز از جمله شوهرانی است که ابداً به درد شما نمی خورد. چون این گونه مردان اصلاً به شما متعلق نیستند و از آن دردانه های عزیز کرده ی پدر و مادر خود هستند که می خواهند همیشه کنار آنها باشند . پس چه وقت می‏تواند به شما رسیدگی کند، چه وقت فرصت حرف زدن با شما را دارد؟ سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج اعتقاد دارد که زندگی با این نوع مردان، همواره اختلاف در منزل به وجود می آورد و حرف‏های بی مورد و بی ارزش همیشه در منزل شما منعکس می‏شود که به دنبال خود دعوا مرافعه خوهد آورد.

 

نوع هشتم : مردان راحت طلب!

شوهر راحت طلب، از جمله خطرناکترین مردان جهان خلقت است . مردی که بی هدف و بیهوده پشت شیشه رستورانی نشسته، از پنجره بیرون را تماشا می کند و پک به سیگارش می زند و وقت کشی می کند، یا مردی که در خیابان بدون برنامه مشغول قدم زدن است و یا با اتوبوس به اول خط و آخر خط می رود و مردم را تماشا می کند و با آسودگی خاطر وقت خود را بی سبب تلف می کند، موجودی است که خوشبختی در کنار او امکان ندارد، بلکه اساساً زندگی با چنین مرد راحت طلب و بی درد و سهل گذرانی به هیچ وجه صلاح نیست.

 






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

در هر ازدواجی ۴ مرحله طی می شود.

مرحله اول ، مرحله «رویایی» است که طی آن زوج همه چیز را خوب می بینند و حتی جنبه های منفی طرف مقابل به چشم فرد مثبت می آید و تفاوت های خانوادگی و شخصیتی در این مرحله سبب جذب دوطرف به یکدیگر می شود.


مرحله دوم ، که «ستیزه جویی» است دو طرف درمی یابند که تفاوت ها آن قدرها هم خوب نیست و در برخی موارد آزاردهنده است.بنابراین زوج ناخودآگاه به علت اختلاف نظر و تفاوت های فکری و شخصیتی با یکدیگر ستیزه جویی می کنند. در این مرحله زوج روی تفاوت ها بیشتر از شباهت ها متمرکز می شوند و مایه اصلی ستیزه جویی نیز همین تفاوت هاست.


مرحله سوم ، که «سکون» نامیده می شود زوج یاد می گیرند به عقاید یکدیگر احترام بگذارند و نظر طرف مقابل را هر قدر متفاوت و متناقض بپذیرند.

مرحله چهارم ، در مرحله «حیاتی» زوج به فضایی دست می یابند که در آن به فردیت شان لطمه وارد نمی کند و در عین حال دارای زندگی خانوادگی شادی هستند.

عشق در ابتدای ازدواج نمی تواند دوام داشته باشد و بهتر است ازدواج بر اساس علاقه ای که بین دو نفر به وجود آمده است صورت بگیرد نه یک عشق توفانی زیرا تجربه ثابت کرده است که هر قدر عشق در ابتدای ازدواج آتشین تر باشد احتمال دلزدگی از آن بیشتر است، به عبارتی عشق در دل ازدواج وجود دارد نه در آغاز آن، وقتی فردی با عشق توفانی زندگی مشترک را آغاز می کند پس از مدت زمان اندکی درمی یابد که انتظاراتش با واقعیتی که با آن روبه رو شده است، تطابق ندارد.

بنابراین به سرعت دچار سرخوردگی و دلزدگی می شود. به این حالت «از پاافتادگی روانی» هم می گویند.عشق اول ازدواج، در واقع یک احساس شدید تمایل به فرد دیگری است که دیر یا زود کم رنگ می شود. نکته این جاست که عاشق شدن با عاشق ماندن تفاوت دارد.عاشق شدن برخاسته از احساس است اما عاشق ماندن فعل است یعنی عملی است که باید انجام دهیم.عشق ناگهانی عیب دیگری هم دارد که آن انتظارهای غیر واقع بینانه است.هرچه بین انتظار و وضعیت فرد تناسب کمتری باشد، دلزدگی زودتر اتفاق می افتد.

آزردگی ، افسردگی ، تمایل نداشتن برای گفت وگو ، تلاش نکردن برای حل مشکلات اولین نشانه های از پاافتادگی روانی در زوج است. بنابراین داشتن هدف و نگاه واقع بینانه به ازدواج به افراد کمک می کند تا زندگی مشترک موفقی را آغاز کنند. واقعیت این است که نگاه بسیاری از ما به ازدواج رویایی و حتی کودکانه است. ازدواج فقط برپایی یک جشن عروسی رویایی و شروع زندگی که از اول تا آخرش عشق و محبت باشد، نیست. لازم است جوان به هنگام ازدواج بداند که در زندگی مشترک اختلاف نظر ، اختلاف عقیده ، مشاجره و اختلاف مالی وجود خواهد داشت .در واقع او باید تصویری واقع بینانه از آنچه در انتظارش است، داشته باشد.

نکته این جاست که وقتی احساس بر منطق غلبه دارد، زوج کارها و رفتارهای نادرست طرف مقابل را مثبت و خوب می بینند اما در مرحله دلزدگی کوچک ترین اشتباه یا رفتار موجب دلخوری طرفین از هم می شود و به نگرش منفی نسبت به رابطه دوطرف، خود و طرف مقابل دامن می زند.کسانی که دچار دلزدگی روانی می شوند، در طول زمان اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و به تدریج نمی توانند تصمیمات درستی بگیرند.وی با اشاره به نظر یکی از روان شناسان به نام «گاتمن» می گوید: " آنچه روابط زناشویی را در طول زمان تهدید می کند، نه رفتارها و هیجانات منفی بلکه کاهش هیجان های مثبت است." همچنین رفتارها و هیجان های منفی متقابل و در پیش گرفتن رفتارهای کودکانه، به روابط زناشویی صدمه زیادی می زند.زوجی که دچار دلزدگی شده اند هیجانات مثبت را حتی با وجود رفتارهای مثبت طرف مقابل بروز نمی دهند و در مقابل ،رفتارها و هیجان های منفی را به سرعت جبران می کنند اغلب تعاملات آن ها با جملات خصومت آمیز شروع می شود و ادامه پیدا می کند. معمولا با پاسخ های منفی یکدیگر به شکل تقابلی جواب می دهند و هرگز احساسات منفی خود را مدیریت نمی کنند .

در طول زمان الگوی رفتاری خود را مبتنی بر فاصله گرفتن از هم قرار می دهند و به جای تلاش برای نزدیک شدن به هم، عامدانه از هم دور می شوند.


رودررو شدن با واقعیت
اولین توصیه ای که می توان به زوجی که دچار ازپاافتادگی روانی شده اند، کرد این است که انتظارهای خود را تغییر دهند. چنین زوجی در واقع به علت انتظار غیرواقع بینانه ای که از ازدواج، زندگی مشترک و همسر خود داشتند، پس از رودررو شدن با واقعیت زندگی خود دچار افسردگی و ناامیدی می شوند.

لازم است انتظار و توقعات مورد بررسی قرار بگیرد که آیا این انتظارات درست است یا خیر. اگر این انتظارها بی جاست باید تجدیدنظر کرد و خود را با آنچه در واقعیت جاری است، تطبیق داد. این کار برخلاف تصور عموم مردم عقب نشینی نیست بلکه باعث رشد فرد می شود و رسیدن به عشق و محبت از مسیر دیگری است.


از طرف دیگر زوج باید تلاش کنند که در تمامی ابعاد رشد داشته باشند و به جنبه های مختلف زندگی اهمیت دهند. زوجی که تک بعدی هستند و فقط در یک راستا حرکت می کنند، در طول زمان دچار دلزدگی می شوند.همچنین ضروری است تعاملات خانوادگی خوبی برقرار شود تا میزان رضایت از زندگی مشترک افزایش پیدا کند.

اغلب مشاهده می شود که پسر یا دختر جوان پس از ازدواج هنوز خود را فرزند خانواده قبلی می داند و زندگی مشترکش به حاشیه رفته است. پس از ازدواج اولویت عاطفی فرد، همسر است و سپس خانواده قرار می گیرد، بنابراین فرد باید در کنار همسر به شکل منطقی با خانواده خود و همسرش رابطه برقرار کند.

شاید لازم باشد که در این جا ذکر کنیم که هر فردی در زندگی به ترتیب اولویت ۵ نقش دارد.
خود ، همسری ، والدی ، شغلی و فرزندی. اگر بتوانیم به طور منطقی و مثبت نقش های خود را ایفا کنیم، خواهیم توانست از زندگی احساس رضایت کنیم.فراموش نکنیم که یک فرد وقتی می تواند همسر خوبی باشد که نیازهای خودش برآورده شده باشد، خود را بپذیرد، کاستی های خود را قبول کند و بداند که انسان کاملی نیست، به علایق خودش احترام بگذارد تا علایق همسرش را نیز در نظر بگیرد.به این ترتیب این نقش ها در هم تنیده شده و به شدت تحت تاثیر یکدیگر است.وقتی فردی می تواند والد خوبی باشد که همسر خوبی هم باشد و فرزند خوبی نیز برای پدر ومادر خود باشد.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 25 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
 



مدیر  : بازار صفا
نویسندگان
آمار
  • کل بازدید :