تبلیغات
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ - مطالب مهارت های ارتباطی
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ
1389/09/25 :: نویسنده : بازار صفا

گروه اول زنانی هستند که زندگی سنتی دارند و شامل خیلی از مادران و اطرافیان ما میشوند.
آنها گرفتاریهای خانگی زیادی دارند و تمام نیروی عصبی و روحی و جسمی آنان صرف فعالیتهای خانه داری میشود.
گرفتاریهای مادی و تهیه معاش هم مزید بر علت میشود تا زندگی روزمره تمام ذهن اونها رو پر کنه
و اونها رو آنچنان غرق خودشون بکنه که یکباره اونها تبدیل به یک مجسمه سنگی بشن!
اونها دیگه یا توان ندارند و یا به روابط و مسائل زناشویی نیز بچشم یکی از کارهای خونه نگاه میکنند!!
متاسفانه آنها بسرعت تحلیل میروند .
از طرفی چون این مسائل تمام ذهنیت اونها رو مشغول کرده
دیگه دارای ذهنیت آرومی نیستند که بخواهند پذیرای روحی یک مرد هم باشند.
مسلماً آقاهه هم یه زندگی متروک رو در خونه پیدا میکنه.
از طرفی زنش جداً زحمت میکشه و از طرف دیگه نه اون و نه همسرش چیزی دریافت نمیکنند!
نتیجه اینکه الکی خودشون رو راضی نشون میدن و ماسک رضایت به صورت میزنن.
ولی روحیاتشون رو مدفون میکنند.

گروه دوم زنانی هستند که از مرحله بالا سالم بیرون میان.
اونها به خودشون و روابط عاشقانه فی مابین در زندگی اهمیت میدن
و نمیگذارند مسائل اجتماعی خلوت اونها رو بهم بزنه.
ولی خوشگل اینجاست که این زنان هم ناراضی هستند!
اینها رو براحتی میتونید در اطرافتون ببینید.
زنانی که نوازش رو بسیار دوست دارند ولی بدلیل تربیت غلط ، ناآگاهانه دچار انزجار از رابطه شده اند.
تنها دلیلی که اونها حاضر میشوند ایجاد رابطه کنند این است که طرف شوهرشونه و برای همین تسلیم میشوند!!
یعنی یک تجاوز آبرومندانه!
من در مبحث نوازش گفتم که این تکنیک برای زمانیست که رابطه جنسی جوابگوی زن نیست
اما این زنان با آن مورد فرق دارند.
اینها در اثر نوازش به حالت روحی لازم میرسند ولی از رابطه لذت نمیبرند!
در واقع نوازش اونها رو اقناع میکنه ولی متاسفانه
این ارضا مصنوعی بوده و در دراز مدت شرایط وخیمی رو براتون رقم میزنه.
بعبارت دیگه آنها همیشه تشنه هستند ولی آب آنها را سیراب نمیکند!
این افراد اگر برای خود ارزش قائل نشوند و ذهنیت قدیمی را دور نریزند
و به نیازهای طبیعی خود بعنوان یک حق مسلم نگاه نکنند مسلماً به تیکهای شدید عصبی دچار خواهند شد.
آنها براحتی دچار زدگی از زندگی میشوند و پس از کله پا شدن تشریف میبرند و به گروه اول می پیوندند.

گروه سوم زنانی هستند که از مرحله دوم هم سالم بیرون می آیند.
ولی ایندفعه اینها خیلی خونگرم میباشند و در نتیجه خودشون رو از اونور بام می اندازن پایین!!
دقیقاً مثل یک شمع که داره از ? طرف میسوزه شعله زیادی میدهند ولی فرتی هم به پایان میرسن!
مشکل اینجاست که اونها در اثر سرکوبهای پیاپی انتظار بیش از حدی از روابط ج.نسی دارند.
اونها فکر میکنند اینقدر باید همخوابی با یک همسر عاشق شیرین باشد که آنها را یه ?? دقیقه ای بیهوش کند!
در واقع به عقیده اونها رابطه با همسر عاشق زمانی حال میده که
مثل زنبور عسل بعد از رابطه یکی از طرفین از بین بره!!
متاسفانه سر خوردگی و انحراف در این زنان بسیار زیاد است چرا که
مفهوم آنها از سیرابی ، بدلیل سرکوب جنسی و زندگی مستمر در تخیلات
و همچنین همواره در انتظار عاشق بودن ، چیزی خارج از توان یک رابطه جنسی میباشد.
اینها باید در خودشان باز نگری کرده و نگذارند که از حد اعتدال خارج شوند.
این افراد با یک دید رومانتیک بسرعت علاقه خود را به همسر از دست میدهند
چرا که شوهر نمیتواند جوابگوی تصورات وی باشد.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شاید بتوانیم از عشق به عنوان قدیمی‌ترین مفهوم بشری یاد كنیم و حتی ممكن است گاهی در حیوانات نیز رفتارهایی ببینیم كه بشود آنها را عشق تلقی كرد.عشق از آن واژه‌هایی است


كه ابهامات زیادی دارد
و تعاریف بسیاری از آن كرده‌اند. یكی از مباحثی كه با عشق مطرح می‌شود، بحث دوست داشتن است و برخی این دو را یكی می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد كه عشق چیزی فراتر و بیشتر از دوست داشتن باشد، چرا كه ما خیلی‌ها را دوست داریم اما عاشق آنها نیستیم و خیلی‌ها هم هستند كه نسبت به آنها كشش داریم ولی لزوما آنها را دوست نداریم و وقتی نیستند برای ما مهم نیست. به همین دلایل می‌توانیم بگوییم بین دوست داشتن و عشق تفاوت وجود دارد.

اصغر فروع‌الدین‌عدل، دكترای روان‌شناسی و خانواده‌درمانگر در این باره می‌گوید: عشق؛ احساس‌ یا هیجان مثبتی است كه اگر انسان تجربه‌اش كرده باشد، آن را دوست دارد. انسان‌ها هم از عاشق شدن و هم از معشوق بودن لذت می‌برند، چرا كه هیجان عشق خوشایند است. برخی عشق را یك پدیده ناسالم می‌دانند و فكر می‌كنند این مقوله فرا رفتن یا خارج شدن از هنجارهاست، اما باید گفت كه هم عشق سالم وجود دارد و هم عشق ناسالم.

انسان‌ها دوست ندارند تنها باشند و این حس انسان را از تنهایی می‌رهاند، چرا كه تنهایی احساس ناامنی به ما می‌دهد، ولی با كسی بودن و حتی فكر با كسی بودن به ما آرامش می‌دهد. نیاز به صمیمیت و ارضای نیاز‌های عاطفی ما را به سمت ارتباط با افراد می‌كشاند.

عدل می‌افزاید:
بخش روانی انسان از تفكر و هیجان و رفتار تشكیل شده است و در عشق این سه با هم به شكل پیچیده‌ای تركیب شده‌اند و كار می‌كنند. هم جنبه‌های شناختی و فكری و هم جنبه‌های هیجانی و هم ابعاد رفتاری عشق بشدت این سه حوزه را درگیر می‌كند و زندگی ما را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

ما وقتی می‌توانیم عاشق شویم كه با احساس‌های خودشیفتگی و خودفریفتگی‌مان كنار بیاییم و بر آنها غلبه كنیم تا بتوانیم به كسی فكر كنیم و او را وارد زندگی خود كنیم. اگر می‌خواهیم عشق سالم داشته باشیم باید بتوانیم تنها هم زندگی كنیم.

انسانی كه می‌تواند تنها زندگی كند و با تنهایی خود كنار بیاید، بهتر می‌تواند در روابط خود با عشق وارد شود و اگر كسی تنهایی برایش یك فاجعه باشد، ممكن است در رابطه عاشقانه‌ای ناسالم وارد شود.

دكتر عدل، عشق را قابلیت درونی اهدای بخشی از وجود خود به افراد یا حتی به عقاید و آرمان‌ها به جای خودخواهی و حفظ همه چیز برای خود می‌داند. در این تعریف عشق فراتر از انسان‌ها رفته و ممكن است انسان عاشق یك آرمان یا عقیده باشد.

جنبه‌های جذابیت
وقتی صحبت از عشق و دوست داشتن می‌شود یعنی دو نفر به طرف هم جذب می‌شوند. جذب افراد به هم دارای جنبه‌هایی است كه هر چه در انسان‌ها بیشتر باشد احتمال جذب شدن آنها به هم بیشتر خواهد بود.

عدل این جنبه‌ها را این‌گونه می‌شمرد:

اول، جذابیت جسمانی: دو فرد باید برای هم جذابیت ظاهری داشته باشند كه این جذابیت لزوما زیبایی نیست، ممكن است فردی كه زیبا نیست به دل فردی بنشیند و به اصطلاح دلنشین باشد. انسان‌ها به افرادی كه برایشان جذابیت جسمانی دارند بدون این‌كه اطلاعات دیگری از آنها داشته باشند، ویژگی‌های مثبت‌تری را نسبت می‌دهند و بیشتر به سمت آنها جذب می‌شوند.

دوم، مجاورت: انسان‌هایی كه در یك منطقه زندگی می‌كنند، احتمال این‌كه به هم علاقه‌مند شوند بیشتر است. اشتراك در محل زندگی، محل تحصیل، محل كار با تعداد دیدارها و برخوردها و امكان علاقه‌مند شدن رابطه مستقیم دارند. البته امروز با وجود اینترنت و... این جنبه تحت‌تاثیر قرار گرفته است اما با این حال باز هم از جنبه‌های جذابیت محسوب می‌شود.

سوم، شباهت: هرچه انسان‌ها از لحاظ جسمی، عاطفی، اخلاقی، عقیدتی، هوشی، فرهنگی و... شباهت‌های زیادی به هم داشته باشند به احتمال بیشتری جذب همدیگر خواهند شد.
جنبه‌های دیگری نیز نظیر باكفایتی، باهوشی، جایگاه اجتماعی و تحصیلات بالا، طی كردن اوقات خوش با هم، داشتن مهارت‌های شنیدن، محبوبیت و دلنشینی و گاهی متفاوت بودن هم می‌تواند در جذابیت‌تاثیر داشته باشد.

چند نكته راجع به عشق
عشق ویژگی‌هایی دارد كه در همه مشترك است و به قول دكتر عدل این ویژگی‌ها عبارتند از:

1ـ دلبستگی و نیاز به یكدیگر (زندگی بدون او برایم سخت است).

2ـ اهمیت داشتن (حاضرم هر كاری برایش انجام دهم).

3 ـ ایجاد تحمل برای خطاهای یكدیگر (با این كه از كارش ناراحت شدم اما چون عاشقش هستم او را می‌بخشم).

4ـ اعتماد و امنیت به‌طوری كه می‌تواند رازهایش را برای او بگوید (من هر حرفی را به او می‌گویم و در كنارش احساس امنیت می‌كنم).

به گفته این روان‌شناس، اینها ویژگی‌هایی است كه وقتی عاشق می‌شویم در ما ایجاد می‌شود. اما به غیر از این ویژگی‌ها عاشق شدن در ما احساس‌های مثبت و منفی نیز ایجاد می‌كند كه می‌توان احساس‌های مثبت را مانند شادی و شور و نشاط كه معمولا در اوایل عاشق شدن اتفاق می‌افتد، تجربه كرد و احساس‌های منفی نیز مثل دلتنگی و بی‌قراری و عدم تمركز بر كار و درس و... گاهی نیز احساس‌های دوسوگرا و متناقض مثل عشق و نفرت كه بیشتر در زن‌ها پیش می‌آید اتفاق می‌افتند.

عدل می‌گوید: معمولا افراد عشقشان را به این اشكال به هم ابراز می‌كنند؛ ابراز محبت، تبادل پاداش‌ها و كارهایی كه برای هم می‌كنند، حمایت‌های عاطفی و اخلاقی و صبر و تحمل در قبال كارهای ناخوشایند طرف مقابل. با این حال با توجه به معانی و تعابیری كه ما از عشق داریم، می‌توانیم با این خطرات نیز مواجه شویم كه شامل هوس، درگیر شدن با فرد نامتناسب، ندیدن عیوب، ماجراجویی، تبدیل كردن رابطه به یك درام و ادامه دادن رابطه به رغم بدرفتاری‌های طرف مقابل می‌شود.

عشق‌های ناسالم
دكتر عدل اظهار می‌كند كه بیشتر عشق‌ها ناسالم است. به دلیل این‌كه بیشتر آدم‌ها گره‌ها و كمبودهایی در درون خود دارند كه باعث افتادن آنها در روابط ناسالم می‌شود.

در عشق‌های ناسالم ابراز عشق یا نیاز فرد نسبت به رابطه بسیار شدید است. عشق‌های زودهنگام و شدت یافته معمولا مشكل ایجاد می‌كنند.

فردی كه فكر می‌كند اگر معشوق كسی نشود، بسیار بدبخت و بیچاره است معمولا گرفتار عشق‌های ناسالم می‌شود.

فردی كه به طرف مقابلش حكم می‌كند كه تو باید فقط عاشق من باشی و نمی‌توانی حتی به اشیا یا فعالیت‌های خود عشق بورزی نیز عشقی ناسالم را تجربه خواهد كرد.

عدل همچنین ادامه می‌دهد:
عشق بی‌قید و شرط به طوری كه (هر كاری كردم باید مرا دوست داشته باشی)، عكس‌العمل‌های تند در مواقعی كه با عدم عشق متقابل روبه‌رو می‌شویم، سیری ناپذیری در انتخاب عاشق و معشوق به طوری كه فرد به یك نفر اكتفا نكند، ناتوانی در عشق ورزیدن به‌طوری كه فرد به‌‌رغم داشتن عشق نتواند آن را به شكل مناسب ابراز كند، ترس از پذیرفته نشدن و این تفكر كه من ارزش عشق را ندارم، ترس از وابستگی، اجبار در عشق متقابل به این صورت كه (چون من عاشق توام پس تو نیز باید عاشق من باشی)، جلب ترحم و دلسوزی در رابطه مثلا با مریض جلوه دادن خود، توسل به تهدید در اجبار فرد به ایجاد رابطه مثل تهدید به خودكشی و... خواسته من به خواسته‌های تو و دیگران ارجحیت دارد (باید همیشه مرا در اولویت قرار دهی) و من همیشه مهم‌ترین فرد در زندگی تو هستم همه اینها از مصادیق عشق‌های ناسالم است.

این روان‌شناس، ریشه عشق‌های ناسالم را در بچگی و روابط ما با والدینمان می‌داند و اضافه می‌كند: وقتی نیاز‌های ما در رابطه با والدین بخوبی ارضا نشود و محبت كافی ندیده باشیم، به‌طور ناخودآگاه عشق به والدین را در بیرون جستجو می‌كنیم و می‌خواهیم كمبودها و معایبی كه در روابط با والدینمان داشته‌ایم، در روابط عاشقانه خود جبران كنیم.

رابطه‌ بین ما و والدینمان دلبستگی است. دلبستگی یك اتفاق است كه بین كودك و مراقب مستقیمش كه معمولا مادر است، می‌افتد. این دلبستگی می‌تواند به اشكال مختلف باشد و نسبت به شكل آن در ما مشكلاتی ایجاد كند یا باعث رشد ما شود.

عدل انواع دلبستگی را این‌گونه توضیح می‌دهد:
دلبستگی ایمن: وقتی ما با والدین خود دلبستگی ایمن پیدا می‌كنیم كه محبت و مراقبت و صمیمیت و اعتماد بین ما برقرار است و والدین تمام نیاز‌های عاطفی كودك خود را ارضا می‌كنند (البته این روند در سنین مختلف متفاوت است و تقریبا تا 2 سالگی به تمام نیاز‌ها باید پاسخ مثبت داد و بعد از آن شكل پاسخ به نیاز‌ها متفاوت می‌شود) در این حالت ما در بزرگسالی به‌طور مناسبی وارد روابط می‌شویم، چرا كه با والدین خود مشكلی در زمینه دلبستگی نداریم.

دلبستگی دوری جو: اما اگر والدین پر توقع، بی‌اعتنا و عیب‌جو داشته باشیم در روابط خود نیز دچار شك و تردید به محبت و احساس افراد می‌شویم، چرا كه همواره به احساس والدین خود نیز نسبت به خودمان مشكوك بوده‌ایم.

دلبستگی مقاوم: اگر والدین غیرقابل پیش‌بینی و غیرمنصف باشند، احساس‌های شدید كه در پس آن حسادت و ترس و خشم است در بزرگسالی حاصل می‌شود.
هرگونه مشكلی در روابط ما با والدینمان در دوران بچگی روی روابط ما در بزرگسالی تاثیر می‌گذارد. اگر كسی در ارتباط عاشقانه‌اش دچار مشكل است، باید ارتباطش را با والدینش در كودكی و بزرگسالی بررسی كند و مشكلات را حل كند، حتی گاهی نیاز به روان‌درمانی و بررسی گره‌های روحی در خردسالی لازم می‌شود كه باید از یك متخصص كمك گرفت.

باورهای غلط و عشق‌های بی‌سرانجام
دكتر عدل می‌گوید: بسیاری از افراد درباره عشق اشتباه فكر می‌كنند و باورهای غلطی در مورد آن دارند كه باعث بروز مشكل در روابط آنها می‌شود كه برخی آنها عبارتند از:

1ـ عشق حقیقی بر همه چیز فائق می‌آید. (عشق كه باشد همه چیز مهیاست و هر اختلافی را می‌توان حل كرد).

2ـ عشق در نگاه اول. (من با اولین نگاه عاشق او شدم).

3ـ عشق فقط یك بار. (فقط یك فرد وجود دارد كه نیمه گمشده من است و اگر رابطه‌ام با معشوقم به هم بخورد دیگر كسی نیست كه بتوانم با او ارتباط برقرار كنم).

4ـ معشوق مسوول برآورده كردن همه نیازهاست. (معشوق من باید تمام نیازهای من را بر طرف كند و باید جای همه كس را برایم در زندگی پر كند، به‌طوری كه من دیگر نیازی به دوست و خانواده و... نداشته باشم).

5 ـ جاذبه جنسی همان عشق است.

این روان‌شناس می‌گوید:
برخی عشق‌ها بی سر انجامند مثل عشق نابرابر و یكطرفه. عاشق توانایی‌های بالقوه شدن (فردی كه با هوش است ولی بیكار)، عشق به عنوان نجات طرف مقابل (عاشق افراد ناتوان شدن برای كمك به آنها مثل یك فرد معتاد)، عشق به عنوان معلم و شاگردی (یادگیری یك طرفه از یك فرد)، عشق به دلایل بیرونی (تحت فشارهای اجتماعی و خانوادگی)، عشق با حداقل تفاهم (بدون هیچ چیز مشترك)، انتخاب براساس كمبودهای روابط قبلی (مقایسه با رابطه‌های قبلی)، عشق بدون دسترسی به معشوق (عاشق كسی شدن كه در كشور دیگری زندگی می‌كند)، این عشق‌ها به احتمال زیاد به سرانجام نمی‌رسند و افراد را دچار مشكلات متعددی در روابط و زندگی می‌كنند.

وقتی به عشق فكر می‌كنیم همیشه داستان‌های زیبا و افسانه‌های عاشقانه به یادمان می‌آید، اما باید به یاد داشته باشیم كه عشق در زندگی واقعی با عشق در فیلم‌ها و داستان‌ها متفاوت است و ممكن است گاهی زندگی ما را بسیار لذت‌بخش یا بسیار زجرآور كند، پس كمی آهسته‌تر و محتاط‌تر در مسیر پر خطر عشق گام برداریم.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بزرگواری و کرامت به عنوان یک خصیصه انسانی ، زیباترین جلوه های اخلاقی را ترسیم می کند . این مسئله در مناسبات اجتماعی و بویژه در زندگی مشترک ، حضور موثر و نافذی دارد . زن و شوهر بیش از هر مجموعه انسانی دیگر باید نسبت به هم روحیه بزرگ منشی داشته باشند . یکی از نشانه های بزرگ منشی و کرامت ، عفو و گذشت و مدارا نسبت به هم است . زندگی مشترک ، به گونه ای است كه زن و شوهر به طور طبیعی در حالات و روحیات یکدیگر دقیق می شوند و به عیوب هم پی می برند . اما نباید این مسئله به بازگو کردن عیوب هم و سرزنش یكدیگر منجر شود . چراكه در این صورت ، شادکامی از صحنه زندگی به بیرون رانده می شود و جوی آکنده از بدبینی و خصومت بر فضای زندگی حاکم می شود . مدارا و گذشت ، ما را ملزم می کند که درمورد همسرمان به جای عیب جویی ، عیب پوشی را برگزینیم و در مواردی ، تغافل را سرلوحه مناسبات خود قرار دهیم . یعنی وانمود کنیم كه از اشتباه طرف مقابل بی اطلاع هستیم .
اسلام به مسئله گذشت توجه خاص دارد و آن را از خصائل نیک انسانهای مومن می شمرد . سیره پیامبر اسلام (ص) و سایر معلمان بشریت نشان می دهد که آن بزرگواران با شیوه گذشت و مدارا ، بسیاری را به آئین متعالی اسلام جذب کردند و زمینه هدایت انسانهای گمراه را فراهم آوردند . آموزه های اخلاقی اسلام ، مدارا در اجتماع و محیط خانواده را توصیه می كند و همسران را به ایجاد فضایی آرام و به دور از تنش دعوت می کند . زن و یا شوهر با چشم پوشی از خطای همسر به نوعی شخصیت خویش را تکریم می كنند و رشد می دهند .
آقای دکتر شرفی کارشناس علوم رفتاری دراین خصوص چنین می گوید:
باید توجه داشت که عدم گذشت و بازگویی مکرر اشتباه دیگران زمینه را برای اشتباهات بعدی هموار می کند و خطاهایی بعد از خطای اول به وقوع می پیوندد . زیرا نپذیرفتن عذرخواهی ،فرد را از زندگی مایوس می کند . ساختن بنای استوار خانواده ، نیاز شدیدی به گذشت و بزرگ منشی دارد . طولانی شدن قهر و ناسازگاری زن و شوهر به مصلحت هیچ کدام نیست . این امر بازگشت پذیری آنها را به زندگی گرم و متعادل ، دشوار می کند . عدم گذشت ، درواقع بی اعتمادی را به همسر نشان می دهد . درنتیجه چگونه انتظار دارید که خطای شما روزی توسط همسرتان بخشیده شود و مورد عفو قرار گیرید ؟
گاهی ما انسانها در مقایسه با دیگران ، جنبه های مثبت خویش را بیش از آنچه واقعیت دارد ، در نظر می گیریم و عیوب خود را کمتر از آنچه که هست ، می بینیم . در نتیجه به جنبه های مثبت دیگران کمتر توجه می کنیم . این مسئله روابط اجتماعی و بخصوص روابط خانوادگی ما را مخدوش می كند .
روان شناسان درخصوص آثار و فواید گذشت و مدارا در خانواده چنین می گویند : با چشم پوشی از خطای همسر ، فرصتی فراهم می شود که وی به بهبود رفتار خود اقدام کند . زمانی که ضربات ویرانگر انتقاد و نكوهش بر وی فرود آید ، هرگونه اراده و جرأت جبران كاهش می یابد . چشم پوشی از خطای کم اهمیت همسر ، زمینه را برای تفاهم در خانواده فراهم می کند . اما نکته ای مهم در اینجا مطرح است و آن اینکه حد و مرز گذشت تا کجاست ؟ گاهی مدارا و گذشت می تواند با آسیبهایی همراه باشد .

آقای علی حسین زاده کارشناس مسائل تربیتی می گوید : " گاهی مدارا می تواند زمینه افزایش رفتارهای خلاف را فراهم کند . برای مقابله با این آسیب ، تدابیر و تمهیداتی لازم است . مدارا دربرابر رفتار نامناسب ، راهکاری است که می تواند به روابط خانوادگی آرامش بخشد . تداوم این امر در دراز مدت نیز دارای آثاری سازنده است و زمینه رفتار مثبت را فراهم می كند . بنابراین برای رسیدن به این اهداف باید تدابیر لازم اندیشیده شود . دربرابر رفتار منفی همسر ، عکس العمل تند و ناخوشایند از خود نشان ندهیم و بكوشیم زمینه تحقق رفتار مثبت را فراهم کنیم . بدین طریق با كنترل و ساماندهی رفتار خود ، به نوعی مخالفت خود را با رفتار نادرست او ابراز می كنیم . البته گاهی ممکن است مدارای ما دربرابر همسر ، با سکوتی معنا دار از طرف ما همراه باشد که برای طرف مقابل گران است و موجب شود كه او در رفتار و كردارش تجدید نظر كند . به هرحال ، هرکس با توجه به تیپ شخصیتی و احساسات همسر خود ، می تواند الگوی مناسبی را برای مقابله با خطاها پیدا کند ، مشروط براینکه این شیوه رفتاری ، به تقویت رفتارهای مثبت در همسر منجر شود .





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1389/09/19 :: نویسنده : بازار صفا

این مردان در نگاه اول معقول به نظر بیایند، و حتی با شما زندگی کنند و دوستتان هم بدارند (البته به طریق خودشان)، اما مطمئن باشید که هیچوقت با شما ازدواج نخواهند کرد. اگر به دنبال رابطه ای طولانی مدت و بادوام هستید و با یکی از انواع مردهای زیر رابطه دارید، سریعاً رابطه تان را قطع کنید.
مردان در نگاه اول

مردانی که به شما پاسخ نمی دهند!

اگر با مردی قرار می گذارید و او به طریق معمول به سؤالات و صحبت های شما پاسخ نمی دهد، دیگر به او فکر نکنید. این آدم ممکن است عصبی باشد یا اصلاً از شما خوشش نیامده باشد. البته علت حرف نزدن یا جواب ندادن های او اهمیت چندانی هم ندارد.


اگر بعد از مدتی معقول با شما تماس نگرفت، اصلاً منتظر او نمانید. اگر از احساس چیزی نمی داند و به رابطه جنسی پیش از ازدواج اسرار دارد، لزومی ندارد که باز هم با او بمانید. اگر با شما گفتگوهای عاشقانه نمی کند، به این خاطر است که احتمالاً شما را نمی خواهد، و مهم هم نیست که چرا!

مردانی که می خواهند سوپراستار شوند!

مردانی که می خواهند سوپراستار شوند (حال در عرصه های مختلف) اصلاً موارد خوبی برای ازدواج به حساب نمی آیند. رویای ستاره شدن، هر علاقه ی دیگری را در زندگی عادی و زندگی زناشویی آنها از بین می برد.


بدتر از همه اینکه، عاقبت زنی که چنین مردی را در راه رسیدن به رویایش یاری کند، بسیار دردناک است: پاداش ستاره شدن، رسیدن به انواع و اقسام زن ها و دخترهای زیبا و جذاب است.


همیشه همینطور بوده است. مردها در هر عرصه ای که معروف شوند، چه سینما، چه سیاست، تجارت یا هر رشته دیگری، زنان بخشی از پاداش و درآمد آنها هستند. زنان زیادی دور این آدم ها موفق چرخ می زنند و آماده ی انجام هر خدمتی برای آنها هستند!!


اما اکثر خانم ها این واقعیت تلخ را فراموش می کنند. من همیشه از تعداد زیاد تلفن های خانم هایی که فکر می کنند مرد زندگیشان فلان هنرپیشه یا خواننده مشهور است، در عجب، آنهم نه به عنوان قهرمان رویاهای زندگیشان، بلکه به عنوان شوهر!!


مردان متاهل

این دسته از مردان که وضعیتشان معمولاً مشخص تر از سایرین است، اما با این وجود باز هم زنان زیادی برای مشاوره به من مراجعه می کنند و می گویند که عاشق یک مرد متاهل شده اند و از این قبیل مشکلات! این مسئله ممکن است برای هر کسی در زندگی اتفاق بیفتد. من خودم به شخصه فکر میکنم اگر از این دسته از مردان دوری می کردم، زودتر از اینها ازدواج می کردم. اما منم مثل بقیه زن ها، باید این تجربه ها را به دست می آوردم.


من به طور جدی با دو مرد متاهل رابطه داشتم، که یکی از آنها وقتی من با او آشنا شدم از همسرش جدا شده بود. بعد از یک سال که من با او رابطه داشتم، خانمش (که طی آن مدت قسم می خورد با او رابطه ی جنسی ندارد) از او حامله شد. آن یکی هم تا بعد از هفته ها آشنایی هنوز به من نگفته بود که متاهل است. من هم که خیلی عاشق او بودم، کار احمقانه ام را ادامه دادم و نمی توانستم از او جدا شوم و باز هم می دیدمش. هر دو این آدم ها به من هدیه می دادند، با من شام بیرون می رفتند و ...اما هیچکدام رفتار یک همسر را با من نداشتند.


مردان متاهل معمولاً ترفندهای زیادی برای به دام انداختن شما دارند. در شروع آشنایی ممکن است به شما بگویند که "فقط کمی متاهل هستند!!" اگر شما برخورد مثبت از خود نشان ندادید، سعی می کنند شما را با هزار و یک دلیل قانع کنند و معمولاً میگویند که با همسرشان تفاهم ندارند و یا همسرشان آنها را درک نمی کند، یا سالهاست که با او رابطه نداشته اند و فقط منتظر این هستند که بچه هایشان ازدواج کنند تا از هم طلاق بگیرند.


شما نباید هیچیک از این حرف ها را باور کنید. حتی ممکن است بعضی از آنها به دروغ به شما بگویند که مجردند. شما از کجا ممکن است پی به دروغ آنها ببرید؟ البته راه ها و نشانه های زیادی وجود دارد. چنین مردی هیچوقت شماره تلفن خانه اش را به شما نخواهد داد. روزهای تعطیل و آخر هفته ها هیچوقت با شما نخواهد بود. با دلایل و بهانه های مسخره قرار ملاقات ها را بر هم می زند. معمولاً کم پیش می آید که شب را کنار شما سپری کند. و ....


مردی که به تازگی از زن قبلی جدا شده است!

این مرد هم ممکن است متاهل باشد، چون هنوز عمیقاً به همسر یا دوست دختر قبلیش وابسته است. این مرد که به تازگی از همسر یا دوست دخترش جدا شده است، اصلاً موقعیت یا روحیه ی مناسبی ندارد که شما لایق آن باشید.


قلب این مرد شکسته است. هنوز هم به برگرداندن و زندگی با زن قبلی فکر می کند. از فکر اینکه ممکن است ان زن با مرد دیگری رابطه داشته باشد دیوانه می شود. دلش به حال به حال بچه هایش می سوزد، برای خانه ای که از دست داده متاسف است و نگران این است که چطور میتواند همه ی این چیزها را دوباره بسازد. او اصلاً برای دوباره عاشق شدن آمادگی ندارد. مدت زمان زیادی باید بگذرد تا او این آمادگی را به دست آورد.


او ممکن است هرقت که شما بخواهید با شما قرار بگذارد، اما مطمئناً هیچوقت از ساعاتی که کنار او می گذرانید لذت نخواهید برد. مهم نیست کجا بروید یا چه به یکدیگر بگویید، همه ی کارهایی او نشانی از زندگی گذشته اش خواهد داشت.


چنین مردهایی همیشه به دنبال زنانی هستند که بتوانند موقتاً خلاء زندگی آنها را پر کنند. این زن ها فکر می کنند که با نزدیک شدن به آن مرد و برقراری رابطه صمیمانه قادر خواهند بود در آخر کار آن مرد را از آنِ خود کنند، اما معمولاً چنین نیست.


این مردها بعد از گذشت چند مدت بهبود می یابند، و اولین کارشان هم پس از بهبودی رفتن به سراغ زن های جدید خواهد بود، زنانی جالب و جذاب که فکر زن قبلی را به کلی از ذهنشان محو کند. اگر احساس می کنید که به مردی که تازه از همسر یا دوست دخترش جدا شده علاقه مند شده اید، اجازه بدهید او این دوره نقاهت را با زنان دیگری بگذراند و شاما از دور اوضاع را بررسی کنید تا شاید بعد از بهبودی توانستید او را مال خود کنید.


مردان پس از اتمام بحران طلاق و جدایی

این همان مردی است که دوره نقاهت جدایی از همسر را پشت سر گذاشته است. حال که زخم هایش بهبود یافته اند، می خواهد جبران زمانی که از دست داده را بکند. یک ماشین اسپرت می خرد، اگر موی سفیدی در سرش ببیند رنگ می کند و کمی هم به سرو وضع لباسهایش می رسد. یعنی خود را برای آشنایی های جدید و یک زندگی جدید کاملاً آماده می کند.


یک مشخصه مهم این آدم ها این است که فقط با زنانی قرار ملاقات می گذارد که حداقل 20 سال از خودش جوانتر باشند. اگر مرد میانسالی که فکر می کنید به او علاقه دارید را با دختر جوانی دیدید باید بدانید که: (1) آن خانم دخترش نیست!، (2) هر دفعه که او را می بینید می بینید احتمالاً با دخترهای جوان مختلف خواهد بود. (3) دوستانش هم نگرانش هستند که چطور از خودش یک احمق می سازد. (4) او اصلاً توجهی به حرف های بقیه ندارد.


اگر هنوز هم به چنین مردی علاقه مند هستید باید بدانید که بعضی از این موارد پس از بحران، حداقل بیست سال به طول می انجامد.


مردان تنبل و بیکاره

چنین مردی هیچ وقت قبض هایش را پرداخت نمی کند، نمی توان به او تکیه کرد و وقتی هم صحبت به ازدواج میکشد، همیشه شما را ناامید می کند. زندگی این مرد آنقدر با بدبختی همراه است که نمی تواند آن را با کس دیگری هم شریک شود.


اکثر اوقات خانم ها فکر می کنند که می توانند این مردها را اصلاح کنند و از آنها شوهرهایی ایدآل و کامل بسازند. اما اصلاً اینطور نیست. این مردها معمولاً به مواد مخدر، الکل، قمار رو می آورند و اگر هم وارد این مسائل نشوند، آنقدر وعده و قول الکی به شما خواهند داد که خسته تان خواهند کرد. یکی از این وعده ها هم وعده ازدواج با شما خواهد بود!


مردان همیشه مجرد

این مردها در نگاه اول بسیار معقول و مناسب می رسند. اوضاع زندگیشان معمولاً بینقص و عالی است و همه چیز سر جای خودش است. خانه ی عالی، اتومبیل عالی، خدمتکار و...فقط شما را کم دارد که بانوی آن خانه شوید. این همه ی رویایی است که در سر دارید.


اما فراموشش کنید. ممکن است خانه و دارایی های او به نظر عالی بیاید، اما خودِ او چنین نیست. قرار گذاشتن با او ممکن است جالب و مفرح به نظر آید، اما برای ازدواج فقط یک سراب است. چنین مردهایی به هیچ عنوان حاضر نیستتند که استقلال خود را که به این سختی حفظ کرده اند را به این آسانی از چنگ بدهند. دوست ندارند که کسی روال عادی زندگی آنها را مختل کند، از بچه خوششان نمی آید، هیچوقت وعده ی ازدواج بخه کسی نمی دهد، بالای چهل سال دارد و هیچوقت با هیچ زنی زندگی نکرده است. هیچ چیز نمی تواند این رویه ی سفت و سخت را برهم بزند. پس وقتتان را تلف نکنید، تغییر دادن این مرد بهاین آسانی ها نیست و تقریباً غیرممکن است. نباید منتظر معجزه بنشینید.


با این وقت تلف کننده ها چه کنیم؟

دوست دارید بدانید که اگر یکی از این مردان که بودن با آنها فقط وقت تلف کردن است چه باید بکنید؟


هر نوع خیال و رویا که برای تغییر دادن او در سر دارید را دور بریزید.
اگر به نظرتان مرد جذابی است، با وجود همه ی ویژگی های نامناسبی که در بالا ذکر شد، سعی کنید رابطه تان با او را فقط در حد یک آشنایی نگاه دارید و فقط بگذارید در مهمانی ها همراهیتان کند. او را کاملاً آزاد بگذارید.
بااینکه خودش از همه لحاظ فرد نامناسبی برای شما به حساب می آید، اما ممکن است کسی را بشناسد که دقیقاً مناسب شما باشد. از او بخواهید که شما را به دوستانش معرفی کند. مطمئناً خودش هم از اینکه از این فشار خلاص شده است احساس خوشحالی خواهد کرد.

البته با گذراندن وقتتان با این وقت تلف کننده ها، حداقل از خطر ازدواج های توام با شکست محفوظ خواهید ماند. همیشه یادتان باشد، این مردها هیچکدام هیچوقت با شما ازدواج نخواهند کرد. بعضی از آنها ممکن است آنقدر پست باشند که نشان دهند که دوستتان دارند و عاشقتان هستند و شما را وارد گرداب بدبختی کنند.
مردمان





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

با مردی كه در حال عبور بود برخورد کردم
-اووه !! معذرت میخوام…

-من هم معذرت میخوام

-دقت نکردم …

http://up.warningtm.info/images/828_154148_357.jpg

ما خیلی مؤدب بودیم

من و این غریبه

خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم

http://up.warningtm.info/images/270_154149_248.jpg

اما در خانه با آنهایی كه دوستشان داریم چطور رفتار می كنیم

http://up.warningtm.info/images/267_154150_220.jpg

كمی بعد از آن روز

در حال پختن شام بودم.

دخترم خیلی آرام كنارم ایستاد همین كه برگشتم به اوخوردم و تقریباً انداختمش.

با اخم گفتم: ”اه !! ازسرراه برو كنار”

http://up.warningtm.info/images/576_154151_899.jpg

قلب کوچکش شکست و رفت

http://up.warningtm.info/images/899_154152_404.jpg

نفهمیدم كه چقدر تند حرف زدم

http://up.warningtm.info/images/646_154153_337.jpg

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:

وقتی با یك غریبه برخورد میكنی ، آداب معمول را رعایت می كنی

اما با بچه ای كه دوستش داری بد رفتار می كنی

http://up.warningtm.info/images/635_154154_993.jpg

برو به كف آشپزخانه نگاه كن. آنجا نزدیك در، چند گل پیدا میكنی.

آنها گلهایی هستند كه او برایت آورده است.

خودش آنها را چیده.

صورتی و زرد و آبی

http://up.warningtm.info/images/483_154155_502.jpg

آرام ایستاده بود كه سورپرایزت بكنه

http://up.warningtm.info/images/540_154156_269.jpg

هرگز اشكهایی كه چشمهای كوچیكشو پر كرده بود ندیدی

http://up.warningtm.info/images/563_154157_691.jpg

در این لحظه احساس حقارت كردم

http://up.warningtm.info/images/647_154158_213.jpg

اشكهایم سرازیر شدند.

آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم

http://up.warningtm.info/images/874_154159_853.jpg

بیدار شو كوچولو ، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟

http://up.warningtm.info/images/694_154160_835.jpg

گفتم : دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری كه امروز داشتم

نمیبایست اون طور سرت

داد بکشم

گفت :اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان

من هم دوستت دارم دخترم

و گلها رو هم دوست دارم

مخصوصا آبیه رو

http://up.warningtm.info/images/949_154161_933.jpg

گفت : اونا رو كنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن

میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو

آیا می دانید كه اگر فردا بمیرید شركتی كه در آن كار می كنید به آسانی در ظرف یك روز برای شما

جانشینی می آورد؟

http://up.warningtm.info/images/868_154162_860.jpg

اما خانواده ای كه به جا می گذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد كرد.

http://up.warningtm.info/images/269_154163_745.jpg

و به این فكر كنید كه ما خود را وقف كارمی كنیم و نه خانواده مان!

http://up.warningtm.info/images/784_154164_462.jpg

چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !!

اینطور فكر نمیكنید؟!!

به راستی كلمه

“خانواده” یعنی چه ؟؟





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

1- همیشه نسبت به هم مؤدب باشید، این کار بسیار آسان است و در کیفیت روابط تان تفاوت چشم گیری ایجاد می کند.

۲- زمانی که برای نخستین بار همسرتان را دیدید و عاشقش شدید را به یاد بیاورید و نامه عاشقانه‌ای برایش بنویسید و طی آن جزئیات آن خاطره را برایش بازسازی نمایید.

۳- داخل اتومبیل همسرتان یادداشتی بگذارید که روی آن نوشته شده : «عشق توست که چرخ های دنیا را می چرخاند».

۴- وقتی در هوای سرد با هم قدم می زنید کت تان را درآورده و بر روی شانه هایش بیندازید.

۵- به او بگویید با تمام افرادی که تاکنون دیده اید تفاوت چشم گیری دارد. این موضوع در روابط تان تحوّل شگفت انگیزی به وجود خواهد آورد.
(یک زن خوب، الهام بخش مرد است. یک زن فوق العاده، نظر مرد را جلب می کند، یک زن زیبا، مرد را شیفته خود می کند. یک زن دل سوز، قلب مرد را می رباید…)

۶- به پاس قدردانی از زحماتش، دستش را ببوسید.

۷- فکر کنید که دیگر محبوب تان را نخواهید دید و پس از آن نامه عاشقانه بلندبالایی برایش بنویسید و به او بگویید او و عشقش برای شما چه معنا و جایگاهی دارد.

۸- در کمد لباس هایش عطر بپاشید.

۹- اگر دلتان می خواهد احساساتی برخورد کند، شما نیز با او احساساتی تر باشید.

۱۰- زمان، دل های شکسته را درمان می کند!

۱۱- به نقطه ضعف های همسرتان پی ببرید و زمانی که بین شما مشکلی پیش می آید، انگشت روی آنها نگذارید.

۱۲- دفترچه ای از حوادث جالبی که برایتان رخ داده است درست کنید و زمانی که او نیاز به کمی تجدید روحیه و تفریح دارد آن را در اختیارش بگذارید.

۱۳- همین امشب به هنگام صرف شام در دهان همسرتان لقمه بگذارید.

۱۴- با او مانند یک انسان رفتار کنید نه یک شیء.

۱۵- با او به عنوان مهم ترین شخصیت دنیا برخورد کنید.
(در صورتی که با افرادی که دوستشان دارید هم دردی کنید، آنها بیشتر مجذوب شما می شوند).

۱۶- برای حفظ سلامتی اش از هیچ کاری دریغ نکنید.

۱۷- وقتی روز بدی را پشت سر گذاشته اید سرتان را روی شانه های او بگذارید و یک دل سیر گریه کنید.

۱۸- با همدیگر از فرزندانتان مراقبت کنید.

۱۹- هرگاه می خواهد از خانه خارج شود تا جلوی در خانه دنبالش رفته و او را بدرقه کنید.

۲۰- هرگاه یک مشاجره لفظی بین شما پیش آمد زود همه چیز را فراموش کنید.

“با عشق به زندگیتان جان ببخشید.”





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1– شوهرهایی که تعصب بی جا را با غیرت اشتباه گرفته اند.
خانمش را چون یکی شی می پندارد. به نام دوستی و عشق، او را  با توهمات خود زندانی کرده و قوانین ممنوعیت را برای همسر خود وضع می کند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع؛ رفتن به خانه پدر و مادر ممنوع؛ سرزدن به دوستان ممنوع؛ درس خواندن و دانشگاه رفتن ممنوع؛

ادامه مطلب را بخوانید…

داشتن شغل ممنوع؛ اردو و مسافرت ممنوع؛ استفاده از رایانه و اینترنت ممنوع؛ خندیدن با صدای بلند در محیط خانواده و محارم ممنوع؛ تعریف و توضیح در مورد آقایان ممنوع؛ رفتن کنار پنجره ممنوع؛ نامه نوشتن ممنوع؛ بیرون رفتن از منزل ممنوع .
2 – شوهرهای سلطه جو، زورگو و کنترل کننده؟!
چنین شوهرانی حق انتخاب را به کلی از همسرشان می گیرند و این حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می شناسند. از تصمیم های مهم و کلی تا جزئی ترین مسائل باید زیر نظر آنها و به فرمان آنها باشد. به عنوان مثال بعضی از اعمال و مستبدانه این آقایان عبارتست از:
تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی؛ تصمیم گیری در مورد فرزند داشتن؛ تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا  قطع رابطه با بعضی از فامیل یا دوستان از روی دل خودشون؛ تصمیم گیری در مورد شغل خانم، تصمیم گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ انتخاب رنگ پرده ؛ انتخاب نوع مبل؛ انتخاب رنگ و نوع فرش؛ انتخاب ظروف و لوازم منزل، در اختیار گرفتن و  به نام زدن سند شش دانگ ریموت تلویزیون و ویدئو، انتخاب و تماشای برنامه های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فکر کردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن. ( خانواده سخت گیر در تربیت)
3 – شوهران بی مسئولیت؟!
این شوهران فراموش کرده اند که مراحل نوزادی، نوباوگی، کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته و فرد بالغی شده اند و ازدواج کرده اند. خانواده تشکیل داده اند و صاحب فرزند شده اند. لذا در تصمیم گیری ، اجرا، و پاسخگویی نسبت به وظایف و مسئولیت های منزل خود را عقب کشیده اند و چون حبابی خود را رها کرده اند.
هنوز در پی لذت طلبی انفرادی خود هستند. اینها برنامه ها و دل مشغولی های خود را بدون توجه به خانواده و همسرشان دنبال می کنند. بدون توجه به به مسئولیت هایی که باید بپذیرند و نیازهایی که خانواده به آنها دارد، به دنبال پارتی ها، تفریحات، مسافرتها، کوهنوردی، فوتبال، استراحت، خواب، تلویزیون و فیلم و سینما، موسیقی و دوستان و کارهای انفرادی مربوط به خود هستند.
آنها همیشه چون میهمانی بر سر سفره آمده منزلشان اگر وقت کنند حضور می یابند و رنجهایشان را به خانواده می ریزند و لذتهایشان را بیرون از خانواده تقسیم می کنند. این افراد گاهی تصور می کنند با دادن پول زیاد به خانواده می توانند، آنها را رها کنند. با یک پلی استشن ، با یک رایانه و اینترنت و …، سعی می کنند همسر و فرزندان خود را به خودشان وابگذارند. و نسبت به مسئولیت در قبال همسر و تربیت فرزندان شانه خالی می کنند. (خانواده سهل گیر در تربیت)
4 – شوهران بی احساس و سخت کوش:
برای این شوهران زندگی یعنی کار، کار یعنی زندگی و اینها همه یعنی پول. این شوهران خلاء وجودی خود را فقط با پول و کار پر می کنند. به بهانه های مختلف مثل داشتن اقساط، تعویض منزل یا خودرو، فراهم آوردن رفاه ، تامین آینده زندگی، مسئولیت کاری ، و …، اکثر اوقات خود را از صبح تا آخر شب و حتی تعطیلات، به دنبال کار و اضافه کاری و تجارت و مدیریت و … هستند. گاهی بهانه های انسان دوستانه و خدمت به خلق را پیش می کشند و گاهی تعهدات کاری را دستاویز قرار می دهند. اینها از منزل ، همسر و فرزندان خود، ابتدا به صورت فیزیکی دور می شوند و کم کم از نظر احساسی و عاطفی و ذهنی فاصله می گیرند. این آقایان به همه مردم خدمت می رسانند و با آنها هستند به غیر از همسر و خانواده.
مردان دیگری را نیز می توان در این طبقه قرار داد. آنهایی که شاید این همه مشغله نداشته یا از محیط خانواده دور نیستند، ولی از نظر عاطفی ، احساسی و ذهنی فاصله زیادی از جو خانواده پیدا کرده اند. آنها هم احساسی ، همدلی ، همدردی با همسر را نیاموخته اند. حرف زدن برای آنها سخت تر از بلند کردن خودرو  توسط قویترین مردان است. برای پاسخ یک کلمه ای به یک سئوال ، خانمشان باید کلی به به آنها التماس کند، وقتی آنها یک جمله 3 کلمه ای به زبان می آورند، همسر آنها، به شدت ذوق زده شده و  آن روز را همه سال جشن می گیرند و سالگرد زبان گشایی آقا را غنیمت می شمارند.
اگر خانمشان با آنها صحت کند، در حال دیدن تلویزیون هستند، یا در حال تعمیر وسایل منزل می باشند، و حتی زحمت تغییر جهت نگاهشان را به طرف خانمشان ، نمی کشند. گوش شنیدن ندارند، و این کار هم برای آنها مثل شکافتن اتم و آزاد سازی انرژی هسته ای هست. ولی متاسفانه این انرژی آزاد کردن را حق خود نمی دانند تا این اتم را بشکافند و گوش شنوا برای حرفها و احساسات خانمشان داشته باشند. این مردان مهارت های گوش دادن، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای هم حسی یاد نگرفته اند یا تمرین نکرده اند و یا انگیزه ای برای انجامش ندارند.
برای این آقایان، سخن محبت آمیز و عاشقانه، نوازش محبوبانه و نگاه دلبرانه به خانمشان، افسانه ای خیالی و بی فایده است. همسر این آقایان با حسرت به زوجهایی که در پارکی نشسته اند و در گوش هم نجوا می کنند می نگرند. یک تلفن از محل کار به خانم، یک دسته گل، یک نامه عاشقانه ، یک نوازش ، و یک همدلی و هم حسی به گاه نگرانی و بیماری؛  از آرزوهای هرگز برآورده نشده ، خانم این دسته از آقایان است.
5 – شوهران وابسته و غیر مستقل؟!
این آقایان به علت اینکه از بچگی تحت چتر حمایتی شدید پدر و مادر خود قرار داشته اند و همیشه والدینشان برای آنها تصمیم گرفته اند، وابسته ، ترسو و دمدمی مزاج و بچه صفت تربیت شده اند. آنها همین طور که بزرگ شده اند به جای اینکه روز به روز مستقل تر شوند، روز به روز وابسته تر شده اند. هنگام ازدواج نیز نمی خواهند در این وضعیت تغییری ایجاد کنند.
هنوز هم دستورات و تصمیم گیری های مهم زندگی زناشویی را از والدین خود اخذ می کنند. معمولا پدر و مادر این آقایان سخت گیر و مقرراتی هستند و شاید کمک مالی زیادی هم به زندگی اینها کرده باشند. مرزهای خانواده توسط این شوهران گسسته شده و مسائل محرمانه و خصوصی خانواده به راحتی به بیرون از خانواده منتقل می شود و افراد دیگر هم به خود اجازه می دهند در مسائل خانوادگی اینگونه شوهران دخالت کنند.
6 – شوهران کمالگرا و خسیس:
این آقایان شخصیت وسواسی دارند. معیارهای نانوشته ای در ذهن خود ترسیم می کنند و آن را وحی منزل و تخلف ناپذیر تصور می کنند. به جزئیات زندگی زیاد کار دارند و گیر می دهند. برای هر چیز کوچکی در خانواده نظر می دهند. همیشه ترس از آینده دارند، اعتماد به نفس پائین ، و ایده آلی خواهی از مشخصات دیگر اینهاست. با خسیس بودن و پس انداز افراطی سعی در آرامش خاطر خود دارند.
همواره امروز را فدای فردا می کنند. و فردای آنها که باعث نگرانیشان بود، هرگز نمی آید. حسرت تفریح ، مسافرت ، لباس نو، میهمانی را به سادگی و با بهانه های مختلف، بر دل زن و بچه خود می گذارند. توقع زیادی از همسرشان دارند ، انتظار بی عیب و نقص بودن خانم خود را داشته و نقاط مثبت همسرشان را نمی بینند.




نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1- شاید زیاد تلاش نمی کنی
با گفتن این جمله به نظر می رسد که روی تلاش و کوشش یک دختر قضاوت می کنید. بهتر است که یک دختر مجرد را تشویق کنید تا بیشتر تلاش کند طوری که با او احساس راحتی کنید همچنین طوری رفتار کنید که او هم تحت فشار قرار نگیرد.
2- زیاد آرایش کردی!
با گفتن این جمله به شخصیت او، آسیب می رسانید.
یک دختر، دوست دارد پوشش و آرایشش جذاب و زیبا باشد تا دیگران را به سمت خودش جذب کند.
3- برگرد همانجایی که بودی
این جمله، پیامی را به سمت مجردها می فرستد به این معنی که آنها نمی توانند زندگی خوبی داشته باشند و از آن لذت ببرند و آزادی از آنها گرفته شده است.
برای مجردها، پنهان شدن در خانه مثل مخفی شدن دوران جنینی شان در شکم مادر معنای خوشایندی ندارد. اغلب آنها دوست دارند شاغل باشند، با دوستانشان گردش بروند و در نهایت بیشتر وقت شان را با دوستانشان سپری کنند.
4- خیلی عیب جو هستی
این جمله به این معنی است که دیگر وقت زیادی برای انتخاب همسر آینده ات نداری، وقت تو تمام شده، دیگر وقت انتخاب کردن و رفتن به خانه بخت است.
5- توقعت را کم کن
این جمله اینطور تفسیر می شود که تو زیاد از خواستگارهایت سوال می پرسی، ایرادگیر هستی، خودسری.مجردها این جمله را اینطور معنی می کنند که باید سطح توقعشان را پایین بیاورند تا خواستگارهای دست پایینشان را هم جذب کنند و آنها را بپسندند.
به دخترهای مجرد پیشنهاد می کنیم که گول خواستگارهایی که ازنظرشان نامطئن و مشکوک هستند و خودشان را خوب و مثبت معرفی می کنند نخورند. زیرا تا کِی آنها می خواهند اخلاق و رفتار واقعی شان را از شما پنهان کنند و ماسک خوبی را به صورتشان بزنند؟





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 15 )    ...   7   8   9   10   11   12   13   ...