تبلیغات
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ - مطالب بازار صفا
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ

شاید بتوانیم از عشق به عنوان قدیمی‌ترین مفهوم بشری یاد كنیم و حتی ممكن است گاهی در حیوانات نیز رفتارهایی ببینیم كه بشود آنها را عشق تلقی كرد.

عشق از آن واژه‌هایی است كه ابهامات زیادی دارد و تعاریف بسیاری از آن كرده‌اند. یكی از مباحثی كه با عشق مطرح می‌شود، بحث دوست داشتن است و برخی این دو را یكی می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد كه عشق چیزی فراتر و بیشتر از دوست داشتن باشد، چرا كه ما خیلی‌ها را دوست داریم اما عاشق آنها نیستیم و خیلی‌ها هم هستند كه نسبت به آنها كشش داریم ولی لزوما آنها را دوست نداریم و وقتی نیستند برای ما مهم نیست. به همین دلایل می‌توانیم بگوییم بین دوست داشتن و عشق تفاوت وجود دارد.
اصغر فروع‌الدین‌عدل، دكترای روان‌شناسی و خانواده‌درمانگر در این باره می‌گوید: عشق؛ احساس‌ یا هیجان مثبتی است كه اگر انسان تجربه‌اش كرده باشد، آن را دوست دارد. انسان‌ها هم از عاشق شدن و هم از معشوق بودن لذت می‌برند، چرا كه هیجان عشق خوشایند است. برخی عشق را یك پدیده ناسالم می‌دانند و فكر می‌كنند این مقوله فرا رفتن یا خارج شدن از هنجارهاست، اما باید گفت كه هم عشق سالم وجود دارد و هم عشق ناسالم. انسان‌ها دوست ندارند تنها باشند و این حس انسان را از تنهایی می‌رهاند، چرا كه تنهایی احساس ناامنی به ما می‌دهد، ولی با كسی بودن و حتی فكر با كسی بودن به ما آرامش می‌دهد. نیاز به صمیمیت و ارضای نیاز‌های عاطفی ما را به سمت ارتباط با افراد می‌كشاند.

عدل می‌افزاید:
بخش روانی انسان از تفكر و هیجان و رفتار تشكیل شده است و در عشق این سه با هم به شكل پیچیده‌ای تركیب شده‌اند و كار می‌كنند. هم جنبه‌های شناختی و فكری و هم جنبه‌های هیجانی و هم ابعاد رفتاری عشق بشدت این سه حوزه را درگیر می‌كند و زندگی ما را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

ما وقتی می‌توانیم عاشق شویم كه با احساس‌های خودشیفتگی و خودفریفتگی‌مان كنار بیاییم و بر آنها غلبه كنیم تا بتوانیم به كسی فكر كنیم و او را وارد زندگی خود كنیم. اگر می‌خواهیم عشق سالم داشته باشیم باید بتوانیم تنها هم زندگی كنیم. انسانی كه می‌تواند تنها زندگی كند و با تنهایی خود كنار بیاید، بهتر می‌تواند در روابط خود با عشق وارد شود و اگر كسی تنهایی برایش یك فاجعه باشد، ممكن است در رابطه عاشقانه‌ای ناسالم وارد شود.
دكتر عدل، عشق را قابلیت درونی اهدای بخشی از وجود خود به افراد یا حتی به عقاید و آرمان‌ها به جای خودخواهی و حفظ همه چیز برای خود می‌داند. در این تعریف عشق فراتر از انسان‌ها رفته و ممكن است انسان عاشق یك آرمان یا عقیده باشد.

جنبه‌های جذابیت
وقتی صحبت از عشق و دوست داشتن می‌شود یعنی دو نفر به طرف هم جذب می‌شوند. جذب افراد به هم دارای جنبه‌هایی است كه هر چه در انسان‌ها بیشتر باشد احتمال جذب شدن آنها به هم بیشتر خواهد بود.
عدل این جنبه‌ها را این‌گونه می‌شمرد:

اول، جذابیت جسمانی: دو فرد باید برای هم جذابیت ظاهری داشته باشند كه این جذابیت لزوما زیبایی نیست، ممكن است فردی كه زیبا نیست به دل فردی بنشیند و به اصطلاح دلنشین باشد. انسان‌ها به افرادی كه برایشان جذابیت جسمانی دارند بدون این‌كه اطلاعات دیگری از آنها داشته باشند، ویژگی‌های مثبت‌تری را نسبت می‌دهند و بیشتر به سمت آنها جذب می‌شوند.

دوم، مجاورت: انسان‌هایی كه در یك منطقه زندگی می‌كنند، احتمال این‌كه به هم علاقه‌مند شوند بیشتر است. اشتراك در محل زندگی، محل تحصیل، محل كار با تعداد دیدارها و برخوردها و امكان علاقه‌مند شدن رابطه مستقیم دارند. البته امروز با وجود اینترنت و... این جنبه تحت‌تاثیر قرار گرفته است اما با این حال باز هم از جنبه‌های جذابیت محسوب می‌شود.

سوم، شباهت: هرچه انسان‌ها از لحاظ جسمی، عاطفی، اخلاقی، عقیدتی، هوشی، فرهنگی و... شباهت‌های زیادی به هم داشته باشند به احتمال بیشتری جذب همدیگر خواهند شد.
جنبه‌های دیگری نیز نظیر باكفایتی، باهوشی، جایگاه اجتماعی و تحصیلات بالا، طی كردن اوقات خوش با هم، داشتن مهارت‌های شنیدن، محبوبیت و دلنشینی و گاهی متفاوت بودن هم می‌تواند در جذابیت‌تاثیر داشته باشد.

چند نكته راجع به عشق
عشق ویژگی‌هایی دارد كه در همه مشترك است و به قول دكتر عدل این ویژگی‌ها عبارتند از:

1ـ دلبستگی و نیاز به یكدیگر (زندگی بدون او برایم سخت است).

2ـ اهمیت داشتن (حاضرم هر كاری برایش انجام دهم).

3 ـ ایجاد تحمل برای خطاهای یكدیگر (با این كه از كارش ناراحت شدم اما چون عاشقش هستم او را می‌بخشم).

4ـ اعتماد و امنیت به‌طوری كه می‌تواند رازهایش را برای او بگوید (من هر حرفی را به او می‌گویم و در كنارش احساس امنیت می‌كنم).

به گفته این روان‌شناس، اینها ویژگی‌هایی است كه وقتی عاشق می‌شویم در ما ایجاد می‌شود. اما به غیر از این ویژگی‌ها عاشق شدن در ما احساس‌های مثبت و منفی نیز ایجاد می‌كند كه می‌توان احساس‌های مثبت را مانند شادی و شور و نشاط كه معمولا در اوایل عاشق شدن اتفاق می‌افتد، تجربه كرد و احساس‌های منفی نیز مثل دلتنگی و بی‌قراری و عدم تمركز بر كار و درس و... گاهی نیز احساس‌های دوسوگرا و متناقض مثل عشق و نفرت كه بیشتر در زن‌ها پیش می‌آید اتفاق می‌افتند.
عدل می‌گوید: معمولا افراد عشقشان را به این اشكال به هم ابراز می‌كنند؛ ابراز محبت، تبادل پاداش‌ها و كارهایی كه برای هم می‌كنند، حمایت‌های عاطفی و اخلاقی و صبر و تحمل در قبال كارهای ناخوشایند طرف مقابل. با این حال با توجه به معانی و تعابیری كه ما از عشق داریم، می‌توانیم با این خطرات نیز مواجه شویم كه شامل هوس، درگیر شدن با فرد نامتناسب، ندیدن عیوب، ماجراجویی، تبدیل كردن رابطه به یك درام و ادامه دادن رابطه به رغم بدرفتاری‌های طرف مقابل می‌شود.

عشق‌های ناسالم
دكتر عدل اظهار می‌كند كه بیشتر عشق‌ها ناسالم است. به دلیل این‌كه بیشتر آدم‌ها گره‌ها و كمبودهایی در درون خود دارند كه باعث افتادن آنها در روابط ناسالم می‌شود.

در عشق‌های ناسالم ابراز عشق یا نیاز فرد نسبت به رابطه بسیار شدید است. عشق‌های زودهنگام و شدت یافته معمولا مشكل ایجاد می‌كنند.

فردی كه فكر می‌كند اگر معشوق كسی نشود، بسیار بدبخت و بیچاره است معمولا گرفتار عشق‌های ناسالم می‌شود.

فردی كه به طرف مقابلش حكم می‌كند كه تو باید فقط عاشق من باشی و نمی‌توانی حتی به اشیا یا فعالیت‌های خود عشق بورزی نیز عشقی ناسالم را تجربه خواهد كرد.

عدل همچنین ادامه می‌دهد: عشق بی‌قید و شرط به طوری كه (هر كاری كردم باید مرا دوست داشته باشی)، عكس‌العمل‌های تند در مواقعی كه با عدم عشق متقابل روبه‌رو می‌شویم، سیری ناپذیری در انتخاب عاشق و معشوق به طوری كه فرد به یك نفر اكتفا نكند، ناتوانی در عشق ورزیدن به‌طوری كه فرد به‌‌رغم داشتن عشق نتواند آن را به شكل مناسب ابراز كند، ترس از پذیرفته نشدن و این تفكر كه من ارزش عشق را ندارم، ترس از وابستگی، اجبار در عشق متقابل به این صورت كه (چون من عاشق توام پس تو نیز باید عاشق من باشی)، جلب ترحم و دلسوزی در رابطه مثلا با مریض جلوه دادن خود، توسل به تهدید در اجبار فرد به ایجاد رابطه مثل تهدید به خودكشی و... خواسته من به خواسته‌های تو و دیگران ارجحیت دارد (باید همیشه مرا در اولویت قرار دهی) و من همیشه مهم‌ترین فرد در زندگی تو هستم همه اینها از مصادیق عشق‌های ناسالم است.
این روان‌شناس، ریشه عشق‌های ناسالم را در بچگی و روابط ما با والدینمان می‌داند و اضافه می‌كند: وقتی نیاز‌های ما در رابطه با والدین بخوبی ارضا نشود و محبت كافی ندیده باشیم، به‌طور ناخودآگاه عشق به والدین را در بیرون جستجو می‌كنیم و می‌خواهیم كمبودها و معایبی كه در روابط با والدینمان داشته‌ایم، در روابط عاشقانه خود جبران كنیم. رابطه‌ بین ما و والدینمان دلبستگی است. دلبستگی یك اتفاق است كه بین كودك و مراقب مستقیمش كه معمولا مادر است، می‌افتد. این دلبستگی می‌تواند به اشكال مختلف باشد و نسبت به شكل آن در ما مشكلاتی ایجاد كند یا باعث رشد ما شود.

عدل انواع دلبستگی را این‌گونه توضیح می‌دهد:
دلبستگی ایمن: وقتی ما با والدین خود دلبستگی ایمن پیدا می‌كنیم كه محبت و مراقبت و صمیمیت و اعتماد بین ما برقرار است و والدین تمام نیاز‌های عاطفی كودك خود را ارضا می‌كنند (البته این روند در سنین مختلف متفاوت است و تقریبا تا 2 سالگی به تمام نیاز‌ها باید پاسخ مثبت داد و بعد از آن شكل پاسخ به نیاز‌ها متفاوت می‌شود) در این حالت ما در بزرگسالی به‌طور مناسبی وارد روابط می‌شویم، چرا كه با والدین خود مشكلی در زمینه دلبستگی نداریم.

دلبستگی دوری جو: اما اگر والدین پر توقع، بی‌اعتنا و عیب‌جو داشته باشیم در روابط خود نیز دچار شك و تردید به محبت و احساس افراد می‌شویم، چرا كه همواره به احساس والدین خود نیز نسبت به خودمان مشكوك بوده‌ایم.

دلبستگی مقاوم: اگر والدین غیرقابل پیش‌بینی و غیرمنصف باشند، احساس‌های شدید كه در پس آن حسادت و ترس و خشم است در بزرگسالی حاصل می‌شود.
هرگونه مشكلی در روابط ما با والدینمان در دوران بچگی روی روابط ما در بزرگسالی تاثیر می‌گذارد. اگر كسی در ارتباط عاشقانه‌اش دچار مشكل است، باید ارتباطش را با والدینش در كودكی و بزرگسالی بررسی كند و مشكلات را حل كند، حتی گاهی نیاز به روان‌درمانی و بررسی گره‌های روحی در خردسالی لازم می‌شود كه باید از یك متخصص كمك گرفت.

باورهای غلط و عشق‌های بی‌سرانجام
دكتر عدل می‌گوید: بسیاری از افراد درباره عشق اشتباه فكر می‌كنند و باورهای غلطی در مورد آن دارند كه باعث بروز مشكل در روابط آنها می‌شود كه برخی آنها عبارتند از:

1ـ عشق حقیقی بر همه چیز فائق می‌آید. (عشق كه باشد همه چیز مهیاست و هر اختلافی را می‌توان حل كرد).

2ـ عشق در نگاه اول. (من با اولین نگاه عاشق او شدم).

3ـ عشق فقط یك بار. (فقط یك فرد وجود دارد كه نیمه گمشده من است و اگر رابطه‌ام با معشوقم به هم بخورد دیگر كسی نیست كه بتوانم با او ارتباط برقرار كنم).

4ـ معشوق مسوول برآورده كردن همه نیازهاست. (معشوق من باید تمام نیازهای من را بر طرف كند و باید جای همه كس را برایم در زندگی پر كند، به‌طوری كه من دیگر نیازی به دوست و خانواده و... نداشته باشم).
5 ـ جاذبه جنسی همان عشق است.

این روان‌شناس می‌گوید: برخی عشق‌ها بی سر انجامند مثل عشق نابرابر و یكطرفه. عاشق توانایی‌های بالقوه شدن (فردی كه با هوش است ولی بیكار)، عشق به عنوان نجات طرف مقابل (عاشق افراد ناتوان شدن برای كمك به آنها مثل یك فرد معتاد)، عشق به عنوان معلم و شاگردی (یادگیری یك طرفه از یك فرد)، عشق به دلایل بیرونی (تحت فشارهای اجتماعی و خانوادگی)، عشق با حداقل تفاهم (بدون هیچ چیز مشترك)، انتخاب براساس كمبودهای روابط قبلی (مقایسه با رابطه‌های قبلی)، عشق بدون دسترسی به معشوق (عاشق كسی شدن كه در كشور دیگری زندگی می‌كند)، این عشق‌ها به احتمال زیاد به سرانجام نمی‌رسند و افراد را دچار مشكلات متعددی در روابط و زندگی می‌كنند.

وقتی به عشق فكر می‌كنیم همیشه داستان‌های زیبا و افسانه‌های عاشقانه به یادمان می‌آید، اما باید به یاد داشته باشیم كه عشق در زندگی واقعی با عشق در فیلم‌ها و داستان‌ها متفاوت است و ممكن است گاهی زندگی ما را بسیار لذت‌بخش یا بسیار زجرآور كند، پس كمی آهسته‌تر و محتاط‌تر در مسیر پر خطر عشق گام برداریم.






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1. شاد باشیم
شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

2. صبور باشیم
اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

3. منطقی رفتار کنیم
مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

4. کم توقع باشیم
از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.


5. مثبت‌نگر باشیم
با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

6. خوش‌بین باشیم
داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

7. یک‌دل باشیم
درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.

8. شنونده ی خوبی باشیم
هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

9. مشوق همسر خود باشیم
برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.

10. به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم
آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.

11. خوش قول باشیم
برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش‌قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.

12. احترام به شخصیت همسرمان را فراموش نکنیم
به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.


13. ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم
سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

14. با یکدیگر مهربان باشیم
همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.

15. محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم
منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکار است. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.

16. راستگو باشیم
صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.

17. محیط خانواده را با صفا کنیم
فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

18. به ارزش‌های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم
ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.

19. به نیازهای همسر توجه کنیم
رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

20. بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم
در سایه ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودگیش جلوگیری کنیم.

21. با یکدیگر مشورت کنیم
هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود.

22. قدرشناس باشیم
از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

23. احساس مسوولیت داشته باشیم
هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

24. برنامه‌ریزی کنیم
در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

25. الگوی خوبی باشیم
طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

26. خود را به جای همسرمان بگذاریم
دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : "اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟"

27. به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم
فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

28.میانه رو و متعادل باشیم
حضرت علی (ع) فرموده‌اند "خیرالامور اوسط‌ها"، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم.

29. با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم
یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم و غضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

30. روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم
عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

31. به همسرمان دلگرمی بدهیم
به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.

32. همسر خود را راضی کنیم
باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

33. با همسرمان صادقانه رفتار کنیم
با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است.

34. در زندگی مشترک به تنهایی تصمیم نگیریم
برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

35. سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم
هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید.

36. فرمان ندهیم
نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

37. تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم
افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

38. از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم
زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

39. روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم
هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

40. مقابله به مثل نکنیم
از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در ذیل ده مورد از نیازهای مردان مطرح شده است كه آگاهی زنان از این نیازها می‌ تواند به درک بیشتر و گرم ‌تر شدن روابط بین زوج كمک كند.

 

1-  آرزوها و خواسته ‌های همسرتان را به یاد بیاورید.

فكر كنید كه آیا چیزی وجود داشته كه شوهر شما در ابتدای ازدواج‌تان به آن اصرار داشته و از شما می‌خواسته است ولی به مرور زمان و به این علت كه درگیر گرفتاری‌های روزمره شده‌اید از آن دست كشیده باشید یا آن را فراموش كرده باشید. حتماً همسرتان از شنیدن و مطرح كردن آن از سوی شما خوشحال می‌شود.

 

2- - نشان دهید كه قوی و توانا هستید.

برخلاف تصور رایج، مردان از این‌كه همسرشان اظهار ناتوانی و عجز كند خشنود نمی‌شوند. آنها به طور ناخودآگاه در مقابل این‌كه كسی (بویژه همسرشان) جواب اقتدارطلبی آنها را بدهد، دچار شگفتی می‌شوند. وقتی آنها با این برخورد مواجه می‌شوند، سعی می‌كنند در رفتارشان تجدیدنظر كنند.

3- علائق مشترک ‌تان را پیدا كنید.

باور كنید بسیار آسان است كه زندگی شادی داشته باشید. برای نیل به این مقصود، به چیزهایی كه دوست دارید انجام دهید فكر كنید و راه‌هایی را پیدا كنید كه هر دوی شما را غرق در لذت و شادی كند.

زن می تواند با جملات تمجید آور که در نهایت لطف و محبت تنظیم شده

باشد، شخصیت و احساس شوهرش را کاملاً عوض کند و واقعاً از او

مردی با لیاقت و با کفایت بسازد
4- نشان دهید كه عاشق همسرتان هستید.


متأسفانه بسیاری از خانم‌ها خودشان را با دوستان همسرشان مقایسه می‌كنند. سعی كنید بیشتر از آنكه از شوهرتان بخواهید تا از دوستی‌ها و تعاملاتش اجتناب كند، نظاره‌گر و مراقب تعاملات آنها باشید. به او نشان دهید كه از این‌كه لحظات خوبی را با دوستانش سپری می‌كند، خشنود هستید و به دوستان او حسادت نمی‌كنید، زیرا مطمئن هستید كه هیچ‌كس نمی‌تواند جای شما را در زندگی او بگیرد.

 

5- محترمانه و قدرشناسانه برخورد كنید.

مردان دوست دارند كه همسرشان به آنها احترام بگذارد و از آنها تمجید كند. در عین حال آنها به خاطر برخی از ویژگی‌هایشان دوست دارند تا قدردانی خود از همسرشان را به صورت غیرمستقیم ابراز كنند. جریحه دار کردن غرور یک مرد برای او خیلی گران تمام می شود و امکان دارد در زندگی زناشویی تأثیر نامطلوب دائمی بگذارد. یک مرد به سختی می تواند خفیف شدن از جانب زنش را به فراموشی بسپارد . وقتی مرد احساس کرد که زن او را لایق و با جرأت می داند به خود می بالد و این شهامت را به دست می آورد که برای مقابله با هر مشکلی سینه سپر کند. او از لیاقت خود اطمینان  می یابد و همین امر اعتماد به نفس لازم را در او به وجود می آورد. زن می تواند با جملات تمجید آور که در نهایت لطف و محبت تنظیم شده باشد، شخصیت و احساس شوهرش را کاملاً عوض کند و واقعاً از او مردی با لیاقت و با کفایت بسازد.


رازهای درباره مردان

6- صمیمانه صحبت كنید.

اكثر مردان دوست دارند با همسرشان همدل و صمیمی باشند. آنها بسیار تمایل دارند تا از تمایلات و اصول همسرشان آگاهی یابند. زیرا هنگامی كه از این تمایلات و اصول آگاهی نداشته باشند سردرگم می‌شوند. لذا با همسرتان صمیمانه و واضح صحبت كنید و از دوپهلو و مبهم حرف زدن جدا بپرهیزید.

از آفت های شایع صمیمیت در زندگی مشترک، داشتن مشکل شخصیتی در یکی از زوجین می باشد. عدم انعطاف پذیری نسبت به مسائل روبه رو شده در زندگی مانند تعصب بیجا نشان دادن به سلیقه های خاص و یا به سخره گرفتن عقاید یا انتظارات همسر از آفت های ازدواج صمیمانه است. باید به یاد داشته باشیم که توقعات در ازدواج باید از انعطاف بیشتری برخوردار باشند. بعضی از زوجین حس می کنند که مالک همسر خود هستند و حق دارند آن را کنترل کنند. در بعضی از مواقع افراد فراموش می کنند که انسان موجودی است جاندار و تفاوت هایی با ماشین و شرکت دارد.

نباید فراموش کنیم تا وقتی معتقدیم مالک کسی هستیم از زور گفتن به آن ها و مجبور کردن آن ها برای گردن نهادن به خواسته های خود ابایی نخواهیم داشت.

 

7- در جست ‌و جوی هدف و معنای زندگی باشید.

خداوند ما را با یک میل شدید نسبت به یافتن مفهوم و معنای زندگی آفریده است. سعی كنید یاد بگیرید كه چگونه شوهرتان را در این زمینه تشویق كنید. او را متقاعد كنید كه پیوندی كه بین شما و اوست بسیار مقدس و پاك است و وسیله‌ای است برای به كمال رساندن هر دوی شما.

جریحه دار کردن غرور یک مرد برای او خیلی گران تمام می شود و امکان دارد

در زندگی زناشویی تأثیر نامطلوب دائمی بگذارد
8- سپاسگزاری و قدردانی همسرتان را بپذیرید.

بسیاری از زن ها اعتنایی به تحسین ‌های صادقانه همسران شان نمی‌ كنند. به خاطر داشته باشید كه ابراز كلمات مثبت از طرف شما همسرتان را تشویق می ‌كند تا بیشتر از شما قدردانی كند.

 

9- حامی و پشتیبان باشید.

شما و همسرتان شركتی مادام‌العمر را تاسیس كرده‌اید. بنابراین وقتی شوهرتان با مشكلی رو به ‌رو است آن مشكل، مشكل شما نیز هست. همسر شما نباید در هنگام رویارویی با مشكلات احساس تنهایی كند. طوری رفتار كنید كه همسرتان شما را تكیه‌گاه و به اصطلاح مایه پشتگرمی خود بداند.

 

10- به وظایف زناشویی خود به بهترین نحو عمل كنید.

صمیمیت فیزیكی نقش دماسنج روابط شما را ایفا می‌كند. بكوشید به بهترین شیوه در ارضای این صمیمیت قدم بردارید. روابط جنسی یكی از مهم ‌ترین نیازهای انسجام زندگی زناشویی است. متأسفانه شكایت‌ های متعددی از نداشتن و یا ارضا نشدن این رابطه گزارش می‌شود. اگر شما نیز جزو این گروه هستید، می‌توانید با مراجعه به یك روانشناس مشكل خود را حل كنید.






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1389/11/15 :: نویسنده : بازار صفا

با خودت صادق باش و نگران آنچه دیگران درباره ات فكر می كنند نباش . تعریفی را كه آنها از تو دارند نپذیر ، خود ، خودت را تعریف كن .

از قدرت خود مایه بگذار و بر قدرت دیگران تكیه نكن . استعدادهای خودت را پرورش بده و به استعدادهای مردم غبطه نخور .

حتی گردابی از افكار ناراحت كننده ، با شوخ طبعی و خنده ای از ته دل ، از بین خواهد رفت .

بزرگترین شفا بخش ، عشق است .

قدرت درك یافته هایی را كه از تجربیات مختلف به دست می آوری ، افزایش بده . آن را در سكوت بارور كن و به صورت خرد در اختیار دیگران قرار بده .

بگذار كه لبخند در قلبت بارور شود و از دریچه ی چشم هایت به دنیا بتابد . مانند لبخندهای دوستانه ، شفا بخش و سپاسگذار باش .

نخواه كه دیگران را با زیبایی و جذابیت زنانه جذب كنی . زیرا هر چند داشتن اقتدار بر دیگران ارضا كننده است ، اما به تدریج وجودت ناقص و ضعیف خواهد شد . سعی كن با الهام بخشیدن به دیگران و تحسین اهداف عالی آنها ، خود را قوی كنی .

هنگامی كه وسوسه می شوی تا حرف های كنایه آمیز و نیشدار به دیگران بزنی ، یادت باشد كه فلفل زیادی ، طعم غذا را خراب می كند .كلمات نسنجیده ، دوستی های با ارزش را تباه می كند .

ظرفیت عشق وجودت را با دوست داشتن همه ی انسان ها و تمامی زندگی افزایش بده .

همواره به دیگران كمك كن و همراهی شان كن تا به تعالی برسند . آن گاه خود نیز از درون به تعالی خواهی رسید .






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1389/11/15 :: نویسنده : بازار صفا

زن به موج شبیه است. هنگامی‌که حس می‌کند کسی او را دوست دارد ، عزت نفس او بمانند تلاطم امواج بالا و پایین می‌رود. هنگامی‌که واقعا احساس خوبی دارد ، به بالاترین نقطه ی اوج می‌رسد ، اما همین که روحیه اش تغییر کند، به ناگاه فروکش می‌کند. این افت ناگهانی ، موقتی است . پس از اینکه تا پایین ترین حد فروکش کرد، به ناگاه روحیه اش دگرگون می‌شود و دوباره احساس خوبی در مورد خویش پیدا می‌کند ، و موج او به خودی خود شروع به اوج گرفتن می‌کند .

هنگامی‌که موج زن بالا می‌رود ، حس می‌کند که دریایی از عشق و محبت را برای همسرش در وجود خویش دارد ، اما وقتی که موج فرو می‌نشیند ، حس می‌کند که درونش خالی است و باید از عشق و محبت سرشار گردد . در هنگام پایین آمدن موج ، زن شاهد احساسات منفی و دیگر نیازهای برآورده نشده اش خواهد بود و به ناگاه ممکن است توده ای از عواطف و احساسات گنگ و مبهم را تجربه نماید ؛ شاید ناامید شود و فکر کند که تنهاست و یاوری ندارد.

بدلیل عدم توانایی زن در این موقع ، مرد نیز ممکن است نسبت به عشق زن نسبت به خود دچار تردید شود . در این هنگام زن باید درباره مشکلاتش حرف بزند و همسرش باید به حرفهای او گوش کند و او را درک کند .

کمی پس از آنکه موج به پایین ترین حد خود رسید ، اگر احساس کند که مورد محبت و یاری قرار گرفته است ، به خودی خود احساس بهتری پیدا می‌کند . درست به همان سرعتی که افول کرده به همان شکل ناخود آگاه اوج می‌گیرد و دوباره پرتو های عشق و محبت را بر روابط زناشویی خویش می‌افکند.
وقتی موج زن به پایین ترین حد خود می‌رسد ، او تمایل دارد که در خود فرو رود و در این هنگام بسیار آسیب پذیر است و به محبت و عشق بیشتری نیاز دارد.





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

سازمان ثبت احوال کل کشور با ارائه آخرین وقایع حیاتی چهارگانه (تولد، فوت، ازدواج و طلاق) اعلام کرد که واقعه ازدواج در 9 ماهه ابتدایی سال جاری در مقایسه با مدت مشابه در سال 1388، یک دهم درصد در کل کشور افزایش یافته در حالی که طلاق در این مدت 7.5 درصد رشد داشته است.

بر اساس اعلام سازمان ثبت احوال کشور، استان سیستان و بلوچستان با 106.4 درصد رشد ازدواج و سمنان با 59.4 درصد رشد طلاق در کشور رکوددار رشد ازدواج و طلاق در 9 ماهه ابتدایی سال جاری هستند.

بالاترین و پایین ترین آمار ازدواج در بین استانها

براساس آمار تفکیکی این سازمان، در 9 ماه ابتدایی سال 1388 در استان سیستان و بلوچستان 23 هزار و 317 واقعه ازدواج به ثبت رسیده که این آمار در سال جاری به 38 هزار و 92 مورد افزایش یافته که بیانگر 106.4 درصد رشد ازدواج در این استان است که تفاوت معناداری با سایر استانها دارد.

این در حالی است که در استان گیلان در 9 ماه ابتدایی سال 1388، 26 هزار و 666 واقعه ازدواج به ثبت رسیده که این رقم در سال جاری به 24 هزار و 551 مورد رسیده که بیانگر کاهش 7.9- ازدواج در این استان بوده است.


بالاترین و پایین ترین آمار طلاق در بین استانها

طبق اعلام سازمان ثبت احوال کشور، تا پایان آذرماه سال 1388، 475 مورد طلاق در استان سمنان به ثبت رسیده که در مدت مشابه در سال 1389 به 757 مورد رسیده که بیانگر رشد 59.4 درصدی طلاق در این استان است. با این آمار، استان سمنان در صدر میزان رشد طلاق در بین سایر استانهای کشور قرار گرفته است.

اما استان فارس در 9 ماهه اول سال 1388، پنج هزار و 732 طلاق را داشته که این آمار در مدت مشابه امسال به پنج هزار و 631 مورد کاهش یافته تا با کاهش 1.8- این واقعه کمترین میزان طلاق را در کل کشور به خود اختصاص دهد.

 

استانها ازدواج طلاق
سال88 سال 89 درصد تغییرات سال 88 سال 89 درصد تغییرات
آذربایجان شرقی  39992  38830    2.9- 4455   4676  5
آذربایجان غربی    30106 30116  0.0   3234 3512  8.6 
اردبیل   15947  15854   0.6- 1214   1388 12.2
اصفهان   44026 42128   4.3-  5381  5883 9.3 
ایلام  5371   5497  2.3 320  306   4.4-
 بوشهر

9143 

8936 2.3-  966  1210 25.3
تهران  106730 99702 6.6- 26031 27475 5.5
چهارمحال و بختیاری  11023 10596 3.9- 637  628  1.4-
خراسان جنوبی  6830 7193  5.3 459  562 22.4
خراسان رضوی  61344  62807 2.4 9202 10134  10.1
خراسان شمالی 10070 10090 0.2 911 1018 11.7
خوزستان 47688 46560 2.3-  4442 4866 9.5
زنجان 12145 12090 0.5-  1158  1145  1.1-
سمنان  5103  5132  0.6 475 757 59.4
سیستان و بلوچستان 23317 38092 106.4 1028  1271 23.6
فارس 52104  44985 13.7- 5732 5631  1.8-
قزوین 11601 11328 2.4- 1171 1351 15.4
قم  9889 9937  0.5  1551 1878 21.1
کردستان 14915 14805  0.7- 2406 2570 4.7
کرمان  26636 26746 0.4 2607  2651 1.7
کرمانشاه 19867 19536  1.7- 2759 3070  11.3
کهکیلویه و بویراحمد  7813  7481  4.2-  490 605 23.5
گلستان 19800 19654 0.7- 1693 1877 10.9
گیلان  26666 24551 7.9-  3438 3521 2.4
لرستان  20590 20345 1.2- 1904 1907  0.2
مازندران  29474  27291 7.3-  4196  4537 8.1
مرکزی 13349  13238  0.8-   1732 1887  8.9 
هرمزگان

 15553

14878  4.3-  1134   1287  13.5
همدان 19975   19820 0.8-  2239   2432  8.7
یزد  11261  10752  3.5- 804  851  5.8 

جدول مقایسه ای طلاق و ازدواج در 9 ماهه اول سال 1388 و 1389

 


تغییرات ازدواج و طلاق در پایتخت ایران

همچنین در 9 ماهه ابتدایی سال 1388، 106 هزار و 730 واقعه ازدواج در تهران به ثبت رسیده که این رقم در مدت مشابه سال جاری به 99 هزار و 702 واقعه کاهش پیدا کرده که با رشد منفی 6.6 درصدی مواجه شده است.

همچنین از اول فروردین تا پایان آذرماه سال گذشته، 26 هزار و 31 مورد طلاق در تهران به ثبت رسیده که این رقم در سال جاری به 27 هزار و 475 مورد افزایش یافته که بیانگر رشد 5.5 درصدی این واقعه در پایتخت کشورمان است.


کاهش ازدواج و افزایش طلاق در استانهای شمالی کشور

بررسی جدول آماری بالا بیانگر این است که میزان ازدواج در استانهای شمالی کشور از جمله گیلان، گلستان و مازندارن رو به کاهش است. در میان این سه استان، گیلان با رشد منفی 7.9 درصد کمترین میزان ازدواج را به خود اختصاص داده است.

همچنین میزان طلاق در هر سه استان شمالی رو افزایش است به طوری که در استان گلستان تا 10.9 درصد، مازنداران 8.1 و گیلان 2.4 درصد افزایش یافته است.


کاهش واقعه ازدواج در 21 استان کشور

جدول پیش رو حاکی از آن است که میزان ازدواج در21 استان کشور تا حدی کاهش یافته که آن را به زیر صفر رسانده است ضمن اینکه میزان رشد این واقعه در پنج استان کرمان، قم، خراسان شمالی، سمنان و آذربایجان غربی به کمتر از یک درصد می رسد.


افزایش میزان طلاق در 24 استان کشور

براساس آخرین آمار اعلام شده از سوی سازمان ثبت احوال، میزان طلاق در 24 استان کشور افزایش یافته که 13 مورد آن بالای 10 درصد بوده که در برخی از استانها همچون سمنان به 59 درصد نیز رسیده است. این در حالی است که میزان این واقعه تنها در چهار استان ایلام، چهارمحال و بختیاری، زنجان و فارس با کاهش کمتر از 5 درصدی روبرو بوده است.





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بزرگترین حق ما نعمت و توانایی این است که به دنبال خوشبختی خود باشیم. اما اکثر مردم بزرگترین موانع راه خودشان هستند. آیا نیاز شما برای اثبات درست گفتنتان هم مانعی برای رسیدن به این بزرگترین نعمت خدایی شده است؟

دست از حق ‌به ‌جانب بودن بردارید

کدام را می‌خواهید: اینکه حق با شما باشد یا اینکه خوشبخت‌ باشید؟

در اکثر مواقع فقط می‌توانید یکی از اینها را انتخاب کنید. شما کدام را انتخاب می‌کنید؟

کدامیک از این ارزش‌ها برای شما ارزشمندتر است؟

بیشتر افراد بدون اینکه حتی متوجه باشند، انتخابشان این است که حق با آنها باشد حتی اگر این به از دست رفتن شادی و خوشبختیشان تمام شود. آخر این مقاله احتمالاً متوجه می‌شوید که شما هم یکی از این افراد هستید.

آدم‌ها برای به کرسی نشاندن حرفشان با هم دعوا می‌کنند و اعصاب خودشان و اطرافیانشان را خرد می‌کنند. این کارها زندگی را کوتاه می‌کند‌ و موجب خراب شدن، روابط، کار و حتی کشورها می‌شود.

هیچ چیز به اندازه حق را به جانب خود کردن نمی‌توانید موجب خراب شدن خوشبختی شود. برای اینکه به شما ثابت شود، کسانی که می‌شناسید در سیاستها، الگوهای رفتاری، دیدگاه‌ها و همه مسائلشان شدیداً مصر هستند را در نظر بگیرید. این افراد معمولاً بیشتر از هر کسی قضاوت می‌کنند، به دیگران توهین می‌کنند، شکایت می‌کنند، و از همه هم بیشتر رنج می‌برند. همه زندگیشان انباشته از بدبختی است. این مسئله معمولاً به سلامت فیزیکی آنها هم سرایت می‌کند.

بااینحال بیشتر افراد متوجه نیستند که انتخاب بین این دو ارزش—یعنی حق به جانب بودنشان و خوشبختیشان—در بیشتر موقعیت‌های حیاتی زندگی وجود دارد. و عدم آگاهی از آن باعث می‌شود که غریزه‌شان به‌جای آنها انتخاب کند. و انتخاب غریزه مطمئناً کوته‌بینانه، مملو از ترس، دفاعی و ناسالم است.

از این گذشته، هرچه موقعیت به خانواده و روابط خانوادگی نزدیک‌تر باشد، افراد کمتر متوجه شده و انتخاب بین این دو ارزش را به یاد می‌آورند. و اگر انتخاب نادرست انجام شود آسیب بیشتری متوجهشان می‌شود.

کدام‌یک از این ارزش‌ها برای شما ارزشمندتر است؟

برای درست گفتن باید دیگران اینطور درموردتان تشخیص دهند. برای اینکه ثابت کنید حق به جانب شماست و شما درست می‌گویید،  باید دیگران اینطور ببینند. این از غریزه ناشی می‌شود  و با کار درست را انجام دادن فرق می‌کند. برای انجام دادن صحیح کار نیاز به تایید و دانستن دیگران نیست.

تا چه حد حاضرید حق به جانب شما نباشد اما درازای آن خوشبخت‌تر باشید؟

آیا حاضرید برای اینکه خوشبخت‌تر باشید حرفتان را به کرسی ننشانید؟

البته موقعیت‌های زیادی وجود دارد که باید تفاوت‌ها مشخص شود و ممکن است دیدگاه خاص شما تاثیر مهمی بر یک موقعیت داشته باشد. موقعیت‌های زیادی هست که دیگران فقط سیاه را می‌بینند و شما سفید را می‌بینید و با مجاب کردن آنها به دیدن سفید خواهید توانست به سود مهم مثل حفظ پول یا جلوگیری از تصادفات و امثال این دست پیدا کنید.

کنار آمدن با اختلافات، مالیات استانداردی است که برای زندگی می پردازید.

اما نباید به‌تندی یعنی با غریزه‌تان با آنها برخورد کنید، یعنی هر دیدگاه مخالف را توهینی شخصی به حق‌به‌جانب بودن خودتان تصور کنید. کمک کردن برای رسیدن به یک درک بهتر و بالاتر با اینکه بخواهید همیشه خودتان درست گفته باشید یک دنیا تفاوت دارد.

و در اکثر موقعیت‌هایی که افراد برای اینکه ثابت کنند درست می‌گویند با هم گلاویز می‌شوند، بحث می‌کنند و شادی و خوشبختیشان ر ا خدشه‌دار می‌کنند، هیچ دستاورد مهمی به‌دست نمی‌آورند.

آیا به‌نظرتان درست است که بخواهید صبح خودتان و همسرتان را سر اینکه چه کسی چراغ دستشویی را شب روشن گذاشته و اینکه به او ثابت کنید کار شما نبوده، خراب کنید؟

آیا درست است که حتی اگر درمورد مذهب، اقتصاد، و سیاست حق با شما باشد اما برای اثبات آن به جمعیت کلانی از مردم، هم خودتان را عصبانی کنید و هم دیگران را تحقیر؟

یک تجربه قوی و قابل تغییر برای شما، امتحان کنید

دفعه بعدی که در برخورد با همسرتان، دوستتان یا هر کس دیگری، درمورد چیزی فهمیدید که حق با شماست، آگاهانه سعی نکنید حرفتان را اثبات کنید.

حتی اگر در دلتان بیقرار بودید که نشان دهید که شما درست می‌گویید، این‌بار را واکنش ندهید.

درعوض، ببینید آیا واقعاً دلیلی وجود دارد که اصلاً بخواهید این موضوع را دنبال کنید: آیا حل این اختلاف واقعاً فایده‌ای در بر دارد، مثل جلوگیری از تصادفات، ارتقاء سلامتی، پول درآوردن یا همچنین چیزهایی؟ اگر اینطور بود، آگاهانه به خودتان یادآور شوید که این ‌بار به ‌نرمی و مهربانانه پیش بروید. به خودتان یادآور شوید و به طرفتان هم بگویید که به این دلیل این مسئله را دنبال می‌کنید که به این نتیجه مفید دست پیدا کنید نه اینکه نشان دهید حق باشماست.

البته این احتمال وجود دارد که درست مثل خیلی از موقعیت‌ها نیاز شما به اینکه ثابت کنید حق با شماست از غریزه‌تان ناشی شده است. فواید احتمالی اینکه طرف مقابل ببیند که شما درست می‌گفتید واقعاً به اندازه استرس و برهم خوردن آرامش و شادی زندگیتان نیست.

در هر موقعیتی سعی کنید میل غریزی خود را سرکوب کنید. این‌بار اجازه بدهید همسرتان یا طرف مقابلتان هر که باشد، پیش برود. اجازه بدهید آنها باور کنند که حق دارند و درست می‌گویند.

و بعد واکنش خودتان را به این موقعیت نگاه کنید.

بیشتر مردم تعجب می‌کنند که چقدر همچنین کاری برایشان سخت است. بااین تجربه بیشتر آدم‌ها متحیر می‌شوند که چقدر غریزه‌شان روی آنها نفوذ دارد. بااینکه دانستن اینکه باید نشان دهید حق به جانب شماست شادی و آرامش را بر هم می‌زند، اینکه اجازه بدهید کسی دیگر (مخصوصاً یکی از نزدیکانتان) باور کند که او درست می‌گفته برای جلوگیری از آن آسیب کار واقعاً سختی است.

ممکن است هوای نفستان فریاد بکشد که، "اما اونوقت فکر میکنه که حق با اون بوده!" و بعد پافشاری کند که، "حالا از این به بعد همش فکر میکنه که دیگه حق با اونه!"

اولین قدم برای از بین بردن آن نفوذ، این است که نفوذ نفستان بر روی خوشبختیتان را تشخیص دهید.

بعد از اینکه برای اولین بار دیگر نیاز به نشان دادن اینکه حق به جانب شماست  را در خودتان از بین بردید—مخصوصاً اگر به قیمت این تمام شود که طرف مقابلتان تصور کند حق با اوست—ببینید چه اتفاقی می‌افتد. احتمالاً اتفاقی که می افتد این است: دنیا فرو نمی‌ریزد. به‌خاطر اینکه نشان ندادید شما درست می‌گویید همه چیز متلاشی نمی‌شود.

هیچ بحثی صورت نمی‌گیرد و هیچ درگیری بین نفس شما و نفس کسی دیگر هم اتفاق نمی‌افتد. و هیچ چیز آرامش و احساس خوشبختی شما را برهم نخواهد زد.

پس اگر می خواهید هر روز خوشبخت‌تر از روز قبل باشید، این تجربه را دوباره امتحان کنید. از درست گفتن خودتان دفاع نکنید و ببینید نفستان چطور به این موقعیت واکنش می‌دهد. باید بتوانید کم کم کنترل نفستان را در دست بگیرید.

و تماشا کنید که چطور باوجود اینکه ثابت نکردید که این شما هستید که درست می‌گفتید، دنیا ویران نمی‌شود و اتفاقاً درست برعکس آن پیش می‌آید.

اتفاق دیگری که ممکن است روی دهد این است که به مرور زمان اطرافیانتان این طریقه زندگی کردن ما را دیده، یاد گرفته و دنباله‌رو شما می‌شوند. آنها هم دست از اثبات حق داشتن خود برداشته و زندگی را بیشتر از قبل لذ‌ت‌بخش می‌کنند.





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شاید بد نباشد که اول یک چیزی درمورد خودم بگویم. من عادت داشتم که همیشه اشتباهات بزرگی در روابطم مرتکب شوم... وقتی می‌خواستم یک نفر را به رابطه برگردانم کارهای افتضاحی می‌کردم. با گذشت زمان خیلی چیزها یاد گرفتم، موفقیت‌های زیادی پیدا کردم و الان سعی می‌کنم به بقیه دخترها و پسرها هم کمک کنم چطور عشقشان را به رابطه برگرداند.

واقعاً اینقدر وقت نداریم که من همه تاریخچه زندگیم را برایتان تعریف کنم. به‌خاطر همین سریع سر اصل مطلب می‌روم.

الان باید روی یک آمار دقیق و عمده تمرکز کنیم.

کسانی‌که در غم و اندوه به هم خوردن رابطه‌ای هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقاً برعکس آنچه که باید بکنند را انجام دهند. به همین خاطر همه تلاشم این است که قبل از اینکه صدمه جبران‌ناپذیری به رابطه‌تان بزنید راهنماییتان کنم.

در هر فاجعه‌ای، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است.

رابطه شما هم از این امر مستثنی نیست. ممکن است رابطه‌تان یک مشکل اساسی داشته باشد که باید برطرف شود اما بعداً هم می‌توانیم به آن بپردازیم. الان باید خونریزی را بند بیاوریم.

برنامه این است. می‌خواهم یک توصیه رک و پوست‌کنده بکنم.

اولین کاری که باید بکنید این است که دیگر طوری رفتار نکنید که انگار عشقتان از نظر بیولوژیکی دیگر هیچ تمایلی به شما ندارد.

این یعنی ضعیف، منفعل و بیش ‌از حد حرف‌گوش‌کن هستید. به دلایل بیولوژیکی و تکاملی که الان نمی توانیم توضیحشان دهیم، زن‌‌ها دنبال مردهای قوی‌ای هستند که بتوانند از آنها محافظت کنند. و مردها به‌هیچ‌وجه به ز‌ن‌هایی که به آنها اجازه می‌دهند هرکاری که می‌خواهند بکنند، احترام نمی‌گذارند (این یعنی از روی عادت مورد خیانت قرار می‌گیرید).

می‌دانم که خیلی سخت است بعد از به هم خوردن رابطه ظاهرتان را طوری نشان دهید که قوی هستید اما این کار واقعاً حیاتی است.

برای متوقف کردن آسیب‌ها خیلی سریع با 10 اشتباه شروع می‌کنیم:

10 اشتباهی که به طرفتان ثابت می‌کند تصمیم درستی گرفته است

افرادی که صدمه می‌بینند معمولاً کسانی هستند که می‌گویند نمی‌خواهند بازی کنند. این خیلی بد است. مسئله این است که این بازی انجام می‌شود چه بدانید که نوبت شماست یا نه. زن و مردها بطور مداوم همدیگر را آزمایش می‌کنند تا ببینند طرف مقابلشان فرد خوبی برای ادامه دادن رابطه با او است یا نه. اگر نخواهید بازی کنید، از همه چیز دور می‌افتید. با ترک این 10 اشتباه به خودتان ثابت خواهید کرد که ارزشش را دارید.

اشتباه 1: بیش ‌از ‌حد مهربان بودن و تصور اینکه این عمل باعث می‌شود برای همه مورد خوبی به حساب بیایید

نباید اینقدر راحت هرچه طرفتان می‌گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه‌تان عالی باشد.

اینطوری درموردش فکر کنید. در همه داستان‌های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد، درست است؟ در فیلم جنگ ستارگان هم آدم‌های خوب بودند و هم آدم‌های بد. این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسائل می‌شود. و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته‌کننده خواهد شد.

خیلی مهربان و خوب بودن یعنی خیلی منفعل، بی‌اعتماد به خود، مضطرب و قابل پیش‌بینی هستید. این خسته‌کننده است.

دوست دارید شعله عشق رابطه‌تان را روشن کنید؟ یادتان باشد که برای روشن کردن شعله آتش، اصطکاک لازم است. پس روی حرف خودتان بایستید.

اشتباه 2: اینکه بخواهید با دلیل و منطق طرفتان را وادار کنید به رابطه برگردد

نمی‌توانید با بحث منطقی رابطه‌تان را از نو بسازید. شاید بتوانید برای خودتان دلیل و منطق بیاورید اما برای طرف مقابلتان نمی‌توانید.

نمی‌توانید یک نفر را قانع کنید دوستتان بدارد یا بخواهد که با شما باشد. احساسات به آن طریق عمل نمی‌کنند.

قلب انسان‌ها واکنشی است نه منطقی. پس به‌جای اینکه با بحث منطقی طرفتان را برگردانید، کارهای دیگری هست که می‌توانید انجام دهید تا قلب او واکنش دهد.

اشتباه 3: عجز و لابه کردن

امیدوارم که شما اینطوری نباشید...

خیلی‌ها برای نگه داشتن طرفشان دست به عجز و لابه می‌زنند، "خواهش می‌کنم نرو، هرکاری که بخواهی برایت می‌کنم..."

به هیچ‌ وجه اینکار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه عاشقانه ندارد. شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند اما همه احترامتان را پیش او از دست خواهید داد.

این یعنی به محض اینکه یک نفر بهتر سر راه طرفتان قرار بگیرد، شما را ترک می‌کند. هیچ‌وقت برای برگرداندن او التماس نکنید.

اشتباه 4: بمباران کردن طرفتان با گل و هدیه

 تابحال شنیده‌اید، "عشق من را نمی‌تونی بخری!"

شاید وقتش شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای تشکر یا ابراز عشق هستند، برای شما جذابیت نمی‌خرند.

درواقع، حتی می تواند تنفرآور هم باشد. اینکار به طرفتان می‌گوید که فکر می‌کنید به اندازه کافی خوب نیستید که روی خوبی‌های خودتان تکیه کنید. به همین خاطر برای پوشاندن اشکالات خودتان برای او هدیه می‌خرید. هیچ‌وقت اینکار نکنید، هیچ‌وقت!

اشتباه 5: هر 5 دقیقه یکبار بگویید "دوستت دارم"

افتادن در دام این اشتباه خیلی ساده است، اینکه بخواهید تند تند به طرفتان بگویید که چقدر برایتان ارزش دارد و چقدر دوستش دارید. خیلی‌وقت‌ها به اشتباه فکر می‌کنند که هروقت طرف مقابل بفهمد که چقدر دوستش دارید، کم‌کم از شما دور می‌شود. این اشتباه است! دلیل دور شدن وی این نیست.

خسته کردن طرفتان با دوستت دارم‌ها چندان کار رمانتیکی نیست. و باوجود آنچه تصور می‌کنید، اینکه بگویید، "من واقعاً واقعاً دوستت دارم" چیزی نیست که او دوست دارد بشنود.

احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که طرفتان را از شما دور کرده است، چون نشان می‌دهد که گدای عشق و محبت هستید.

اشتباه 6: تفاوت‌های جنسی را فراموش نکنید

خیلی وقت‌ها افراد نمی‌توانند نظر جنس‌مخالفشان را به خود جلب کنند چون کارهایی می‌کنند و طوری رفتار می‌کنند که نظر خودشان و هم ‌جنسانشان را جلب می‌کند.

منظورم این نیست که شما همجنس‌باز هستید یا اینطور رفتار می‌کنید.

منظورم این است که مردها و زن‌ها به چیزهای مختلفی جذب می‌شوند. نمی‌توانید از چیزهایی که برای خودتان جذاب است برای جلب توجه جنس مخالف استفاده کنید.

مثلاً مردها بیشتر جذب ظاهر زن‌ها می‌شوند درحالیکه برای زن‌ها بیشتر شخصیت مردها مهم است.

این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان برسند یا زن‌ها نباید سعی کنند آدم‌های خوبی باشند. معنی آن این است که باید تلاشتان را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف‌مقابلتان جذاب است بیشتر کار کنید.

اشتباه 7: همه قدرت را به طرفتان بدهید

 طوری رفتار نکنید که اگر طرفتان شما را ترک می‌کند انگار زندگیتان به پایان رسیده است. اینکار همه قدرت را به او می‌دهد و باعث می‌شود شما یک بدبخت بیچاره به‌نظر برسید که هرکس می‌تواند راحت دور بیندازدتان. این چیز جالبی نیست و فقط تازمانی ادامه پیدا می‌کند که یک فرد جدید از راه برسد. اگر می‌خواهید طرفتان را برگردانید باید احترام خودتان را نگه دارید.

اگر می‌ترسید که احترامتان را نزد او از دست داده باشید، ناراحت نباشید، می‌توانید آن احترام را دوباره برگردانید.

اشتباه 8: دام ظاهر و پول

فرهنگ ما طوری است که همه تصور می‌کنند ظاهر و پول برای همه در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت امر این است که مردم ما اینقدر کوته‌بین نیستند. مخصوصاً وقتی رابطه‌ای نزدیک با طرف مقابل داشته باشید.

ظاهر و پول نمی‌توانند پایه و اساس یک رابطه پایدار را بسازند. این‌ها فقط مثل پرده خانه می‌مانند که بعد از یک مدت کهنه شده و دل صاحبخانه را می‌زند.

بعضی‌ها اشتباه کرده و می‌گویند، "فوقش اینقدر پول از دست می‌دهم اما باز او را به‌دست می‌آورم."

نه! باید وارد عمل شوید. با کنار گذاشتن 10 اشتباهی که عنوان می‌کنیم و بعد به‌کار بستن نکاتی که در قسمت تکالیف می‌گوییم، برای برگرداندن عشقتان اقدام کنید.

اشتباه 9: درک اشتباه نشانه‌ها

وقتی طرف‌مقابلتان می‌خواهد برای اصلاح اوضاع به شما فرصتی بدهد، یک نشانه‌ وجود دارد. اما باید این نشانه‌ها را درست درک کنید تا دچار اشتباه نشده و به‌موقع و طوریکه آنها دوست دارند به آن نشانه‌ها واکنش دهید.

این مورد کمی سخت می‌شود. اما می‌توانید درمورد رفتارهای انسانی مطالعه کنید، مخصوصاً درمورد دینامیک‌های مرد و زن و روابط عاشقانه.

 وقتی اطلاعاتتان در این زمینه زیاد شد، آنوقت می‌توانید با نشان دادن علامت‌های خاص خودتان، شروع به تاثیرگذاری و گرفتن کنترل هر رابطه‌ای کنید.

اشتباه 10: کمک نگرفتن

خیلی‌ها با اشتباهات مختلفی که پشت‌سرهم مرتکب می‌شوند، رابطه‌شان به‌طور دردناکی به‌هم می‌خورد. در اینگوه مواقع اکثر افراد نمی‌دانند چه باید بکنند. اما برای به‌دست‌آوردن و برگرداندن دوباره طرفتان یک راه درست و یک راه اشتباه وجود دارد.

ممکن است موجب ناراحتی بعضی شود اما اگر وقت بگذارید و کمی درمورد روان‌شناسی و نیازها و امیال پایه‌ای انسان مطالعه کنید، می‌‌توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و دوباره دل طرفتان را به دست آورید.

اما باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید. شما با خواندن این 10 اشتباه قدم اول را برداشته‌اید، الان دیر وقتش است که سراغ تکالیفتان بروید.

همین الان دست از همه این اشتباهات برداشته و جلوی صدمه بیشتر را بگیرید...






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 29 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...